مزخرفات خطرناک

Yabiss_drapeau_charlie-103f0-281a9

 

نشنیده از پرسشگر – از نظر متفکرین عاقل غرب مثل آلن گرش نویسنده لوموند دیپلماتیک، کنار هم نهادن نام اسلام و فاشیزم، حتی در اوج وحشی گری های داعش، چیزی نیست جز “مزخرفات خطرناک” و با نگاهی به فهرست کسانی که از این ادبیات و پروپاگاند جنگ افروزانه استفاده می کنند می بینیم که خود آنها تا چه حد در تولد، رشد و تکثیر جریان تکفیری موئثر بوده و مشارکت داشته اند. و با این توضیح که معادل های وطنی این فهرست را می توانید به وفور در میان اپوزیسیون خارج نشین خودمان هم پیدا کنید.

مانوئل والس روی دست جرج بوش بلند شده است

“برای مبارزه با اسلامو-فاشیزم، چون به این اسم باید از آن نام برد، قدرت ما باید اتحادمان باشد. ترس و تفرقه نباید بین ما رخنه کند. ولی در عین حال همه مسائل را باید مطرح کرد: مبارزه با تروریسم، بسیج جامعه روی محور لائیسیته، مبارزه با یهودستیزی … از این به بعد طرحی نو لازم است. باید اسلام فرانسه به وظایفش عمل کند، تمامی مسئولیت هایش را بپذیرد، این همان چیزی است که اکثریت قریب به اتفاق هموطنان مسلمان ما نیز می خواهند.”

با این سخنان، مانوئل والس نخست وزیر فرانسه، فردای حمله به دفتر شارلی ابدو، شهروندان را مخاطب قرار داد.

ابتدا باید خاطرنشان کرد، اولین کسی که واژه اسلامو-فاشیزم را بکار برد (چنانچه به صورت گسترده منتشر، توزیع و نقد شد)، اوریانا فالاچی روزنامه نگار شهیر ایتالیایی بود. سراسر کتاب “خشم و غرور” از این ژورنالیست مملو است از جملات و عبارات نژادپرستانه، اسلام ستیز و عرب ستیز که در زمان انتشارش (۲۰۰۲) مورد حمله و انتقاد بسیاری از روشنفکران قرار گرفت. (مترجم: آلن گرش یک سری از آنها را پشت سر هم ردیف می کند ولی این عبارات که بیشتر فحاشی است چنان گستاخانه، قبیح و بی شرمانه است که از ترجمه آنها در اینجا خودداری می کنم و فقط به ملایم ترینش اکتفا می کنم) “عرب ها تحت لوای مهاجرین، اروپا را به تصرف خود درآورده اند تا اسلام را گسترش دهند … مسلمانان مانند موش تولید مثل می کنند”. شارلی ابدو این فرصت را از دست نمی دهد و به بهانه رونمایی، نقدی تحسن آمیز در مدح کتاب می نویسد.

بعد نوبت به جرج بوش و نومحافظه کاران می رسد که همین ترمولوژی را بخدمت بگیرند. جرج دبلیو بوش روز ۲۹ اوت ۲۰۰۶ در یک سخنرانی از حضور ایالات متحده در عراق به دلیل جنگ با فاشیزم اسلامی یاد می کند و بعد از اشاره به القاعده، حماس و حزب الله، می گوید “با همه تفاوت هایشان، این گروه ها یک جنبش واحد و یک شبکه جهانی از تندروها را تشکیل می دهند که از ترور برای از بین بردن هرآنچه بر سر راه ایدئولوژی توتالیترشان است استفاده می کنند. و شاخصه های مشترک جنبش آنها وابستگی هایی است که مانع تفرقه های مذهبی بینشان می شود. با آن درک انحرافی که از اسلام دارند، جوامع آزاد برایشان یک تهدید است. جنگی که ما امروز با آن مواجهیم، بیش از یک درگیری نظامی است، این مبارزه ایدئولوژیک قرن بیست و یکم است”

و بالاخره ۱۲ روشنفکر سرشناس منجمله برنارد هانری لوی(صهیونیست تاثیرگذار در دخالت نظامی و کمک به تکفیری ها در لیبی و سوریه)، فیلیپ وال(مدیر وقت شارلی ابدو که در نشنیده معرفی شد)، سلمان رشدی و آنتوان اسفر با امضا و انتشار بیانیه ای در مجله اکسپرس با تیتر “با هم بر ضد توتالیتاریزم”، این نوع ادبیات را وارد فرهنگ سیاسی فرانسه می کنند. بیانیه ای که ادعا می کند بعد از غلبه بر فاشیزم و استالینیزم، حالا در جبهه جنگ جهانی سوم قرار داریم. تعجبی هم ندارد که کارولین فورست یکی از اسلام ستیزترین شخصیت های رسانه ای فرانسه و اروپا نیز جزو امضا کنندگان باشد. باید از مانوئل والس تعجب کرد که چنین روشنفکری را به عنوان مرجع انتخاب کرده، تفکری که هیچ سنخیتی با سنت های سوسیالیست فرانسه ندارد و والس با این رویه مایه شرم و بی اعتباری حزبش شده است.

بهترین پاسخ به این مزخرفات خطرناک، گزارش Counter Terrorism Communication Center است. یک مرکز رسمی در آمریکا که ۱۴ مارس ۲۰۰۸ نتیجه تحقیقاتی را منتشر کرد که ورشکستگی این پروپاگاند را ثابت می کرد و درس هایی برای اجتناب از تکرار آن به دولتمردان آمریکا می داد. درس هایی که مطمئنا از چشم آقای والس دور مانده است:

اسم اسلام را نیاورید: هر چند شبکه القاعده از احساسات مذهبی استفاده می کند و تلاش دارد تا از مذهب برای توجیه عملیاتش بهره گیرد، ما باید از آنها (القاعده) مثل یک سازمان سیاسی غیر مشروع در عین حال تروریست و غیر مشروع نام ببریم.

دائم از هویت مسلمان حرف نزنیم: از “مسلمان” محسوب کردن هر چیز اجتناب کنیم. این کار باعث می شود شماتیک “آمریکا بر ضد اسلام” که خود القاعده سعی در ترویج آن دارد جا بیفتد. دقیق تر باشیم (مصری، پاکستانی) و بیشتر توصیفی (جوانان جنوب آسیا، رهبران فکری عرب) هر گاه که امکانش هست. …

از ترمولوژی های مبهم و توهین آمیز صرف نظر کنیم: ما با عموم حرف می زنیم، با آنها به دنبال رویارویی نیستیم. به آنها توهین نکنیم و به ابهامات دامن نزنیم با بکار بردن ترم هایی مثل “اسلامو-فاشیزم” که به زعم بسیاری از مسلمانان توهین آمیز است.

ولی مثل اینکه مانوئل والس که خودش را به عنوان فرمانده ای در راس قشون صلیبی غربی می بیند، نمی داند با این هشدارها چه کند.

ترجمه توسط نشنیده از لوموند دیپلماتیک

فایل پی-دی-اف گزارش مرکز مربوطه:

Words that Work and Words that Don’t : A Guide for Counterterrorism Communication

pr1

 


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.