خاورمیانه در عصر دشمن دشمن من

tumblr_ll5gszm9ue1qzprlbo1_500

نشنیده از پرسشگر – این روزها حکام سعودی سخت به تکاپو افتاده اند اعراب و ترک ها را برای مقابله با شیعیان زیر یک چتر گرد هم آورند. مجموعه ای از دشمنان، که دشمن دشمنشان، نه اسرائیل است و نه داعش.

سیاست دشمن دشمن من دوست من است، قدمتی به درازای  عمر بشر دارد و از ابتدایی ترین اصول دیپلماسی که از طرف حکومت ها و قدرت های کوچک و بزرگ در طول تاریخ مورد استفاده قرار گرفته ولی اینکه این منطق در خاورمیانه امروز به سیاست اصلی همه قدرت ها بدل می شود، خود حکایت آشفتگی بی حد و اندازه حاکم بر این بخش داغ از جغرافیای جهانی است.

از زمانی که یک توافق هسته ای بین دو دشمن دهه های اخیر یعنی ایران و آمریکا، دست یافتنی تلقی شده است، دوباره این اصطلاح بیش از پیش در تحلیل های سیاسی مورد استفاده قرار گرفته و بسیارند کسانی که علت تمایل شیطان بزرگ به تنش زدایی با ایران را در ماهیت ایران به عنوان دشمن شماره یک داعش تعبیر می کنند. این آنالیز به دو دلیل زیر سوال است. اول آنکه اظهار آمادگی آمریکا به مذاکره با ایران، قبل از شروع فصل به اصطلاح بهار عربی و ظهور داعش و در ابتدای ریاست جمهوری باراک اوباما از طریق نامه ای به مقام رهبری اعلام شده بود. و دوم نقش پانتاگون و سرویس های جاسوسی آمریکا، اسرائیل و غرب در همراهی حکومت های متمول عربی برای سازماندهی و تجهیز گروه های تکفیری است. در عوض شکی نیست که سیاست دشمن دشمن من، در عصر حاضر، گفتمان غالب دیپلماسی کشورهای خاورمیانه را تشکیل می دهد.

سلسله ای از تغییر و تحولات بی سابقه در چهار سال اخیر، خاورمیانه را به لرزه درآورد و ظهور گروهی تکفیری با داعیه خلافت و حکومتداری در جغرافیایی شهری و ارتشی شبه کلاسیک در منطقه، همه معادلات را برهم زد تا دوستی ها محک بخورند، برادری ها ثابت شوند و دشمنی ها و زخم های دیرینه سرباز کنند. داعش مثال فرزندی است ناخلف که احترام به والدین جزو ارزش هایش محسوب نمی شود یا بهتر بگوییم به جز ترور و وحشیگری آن هم در شنیع ترین اشکال، اصولا هیچ ارزشی را به رسمیت نمی شناسد. سازمانی بی هویت و بی شخصیت که به تناوب به معضلی برای آفریننگدان و حامیانش تبدیل می شود. هیچ قدرت ریشه داری با گروه های بی شخصیت وارد اتحاد استراتژیک نمی شود و ویژگی و خاصیت این نوع گروه ها را باید در استفاده ابزاری برای اهداف کوتاه و میان مدت و تاکتیکی پروتاگونیست ها مورد تحلیل و بررسی قرار داد.

در خاورمیانه دهه دوم قرن بیست و یکم، به غیر از ایران، که از سیاستی راهبردی و درازمدت با چشم اندازی مثبت، نظاره گر این تحولات است، همه قدرت های منطقه در آشفتگی و سردرگمی مفرط بسر می برند. در زمان نگارش این سطور، در تکریت، شاهد اولین شکست تاریخی اعراب از شیعیان هستیم. ترس و نگرانی از آنچه که با بی مبالاتی مسئولان خودی به “امپراطوری پارس با پایتختی بغداد” تعبیر می شود، اعراب و ترک ها را در خاورمیانه به سمت اتحاد بر ضد شیعیان سوق داده است. ولیکن این اتحاد بیش از آنکه بر روی دوستی و فصول مشترک پروتاگونیست ها تعریف شده باشد به دنبال برجستگی و توجیه منطق دشمن دشمن من دوست من است، استوار شده است. یا به عبارتی این اصل فرعی و حاشیه ای، تبدیل به محور و پلاتفورم اصلی سیاست خارجی کشورها در این مقطع گشته است.

دشمنی و شکاف های ایدئولوژیک بین اعراب که بخش عمده اهل سنت خاورمیانه را تشکیل می دهند، غوغا می کند: اخوان المسلمین، سکولارها و سلفی ها در داخل مصر با هم دست به یقه هستند، قطر با السیسی و السیسی با قطر(و شبکه الجزیره)، عربستان سعودی با اخوان المسلمین، مصر با حماس … و اضافه کنید ترکیه با السیسی، عربستان با ترکیه(اخوان) بدون اینکه فراموش کنیم اسرائیل به عنوان بازیگردان معرکه، خود در جرگه دشمن دشمن من قرار می گیرد.

شکاف ها تا حدی عمیق است که در بسیاری نقاط شاهد جنگ های نیابتی هستیم. بهترین مثال لیبی پست قذافی است که داعش در بنغازی مستقر شده، قطر از حکومت طرابلس حمایت می کند و در عین حال بمباران های مصر به مواضع داعش را محکوم و امارات متحده عربی که حامی شورشیان تحت رهبری ژنرال خلیفه حفتار است …

به گواه تاریخ، هیچ حکومتی مثل اسرائیل، عرب جماعت را به شدیدترین وجه تحقیر نکرده و در عصر حاضر هیچ فرقه ای مثل داعش موجب وهن به اسلام و خصوصا عرب جماعت نشده است. آیا دشمنان شیعیان در میان ابلهان قرار گرفته اند؟

 


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.