کادوی زهرآلود

cadeau

نشنیده از پرسشگر – با فرض اینکه پرونده هسته ای از بحران خارج شده و در عرض دو سال آینده ۱۵۰ میلیارد دلار پول ایران آزاد شود، چگونگی استقاده از این “کادوی زهرآلود”، تعیین کننده وضعیت اقتصادی دو سال بعد خواهد بود.
اگر به نمودارهای تاریخی مراجعه کنید، در هر مقطعی که درآمدهای نفتی ما با افزایش روبرو بوده است و به عبارتی پول بادآورده ای یهویی وارد صندوق دولت شده است، با ورود این سرمایه دلاری به بازار داخلی، اقتصاد ایران دچار بیماری شده است که به بیماری هلندی معروف است، تورم سیر صعودی طی کرده و ضریب جینی که بیانگر شکاف بین فقیر و غنی است افزایش یافته است. (به استثنای دوره آقای احمدی نژاد که در عین افزایش درآمدهای نفتی، ضریب جینی کاهش نیز داشته است.)
به نظر من اگر این توفیق اجباری نصیب ایران می شد که دو سه سال دیگر همین وضعیت فعلی ادامه می یافت یعنی مذاکرات هسته ای بدون نتیجه تمدید شود و امکان دسترسی به این قلک فراهم نباشد، دولت بناچار بیش از پیش به انظباط مالی روی می آورد، وارادت را محدود و مکانیزم های اخذ مالیات را با جدیت پی گیری می کند. تنها یک قلم اخذ مالیات بر ارزش افزوده از آستان قدس رضوی که رهبری نیز مخالفتی با آن ندارد، منبع هنگفت و سالمی برای تامین بخشی از هزینه های دولت فراهم خواهد کرد. رجوع به توسعه تولید و بازار داخلی، کنترل قاچاق و … نیز پتانسیل هایی هستند که تنها در صورت شرایط فشار و تنگناهای مالی، دولتمردان ما به فکر چاره میفتند. در این فاصله دارایی دلاری قلک ما به ۳۰۰ میلیارد دلار خواهد رسید. متاسفانه تجربه نشان داده تا این پول را به زور از دستان ما دور نکنند به دنبال فراهم کردن ابزار و فراگیری فنون ماهیگیری نخواهیم رفت.
اما اگر تحریم ها برداشته شده و “عاقلانه” با سرمایه های قابل دسترس بالقوه برخورد شود، سناریو کاملا فرق می کند. عاقلانه یعنی اینکه بخشی از این پول در خارج از کشور صرف سرمایه گذاری های هدفمند شود. به عنوان مثال بعد از شروع تحریم های یکجانبه آمریکا، پژو دیگر به ایران جنس نداد در صورتی که در همان فرانسه، رنو به دادوستدش ادامه داد. چرا؟ چون رنو در آمریکا منافعی نداشت که مورد تنبیه واقع شود، در صورتی که ۴ درصد سهامداران پژو را خانواده فورد تشکیل می دهند و همین ۴ درصد کذایی موجب شد پژو برخلاف میل باطنی و با تعطیلی یک کارخانه و اخراج کارگرانش تن به تحریم ایران دهد. در زمینه خودروسازی، ایران می تواند با شرکت هایی وارد عقد قرارداد شود که قبل از آن بخشی از سهام آنرا به مالکیت خود درآورده باشد. کاری که چینی ها کرده و می کنند. سرمایه گذاری در کمپانی های خارجی توزیع بنزین نیز از اهمیت استراتژیک برخوردار است. در زمینه واردات، خرید ماشین آلات تولیدی و نوسازی کارخانه های ما باید در الویت قرار گیرد. بخش نفت و گاز ما به ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز دارد که باید بخش عمده آنرا از طریق سرمایه گذاری خارجی تامین کرد. در کنار اینها نوسازی ناوگان هوایی و خرید تجهیزات هایتک نظامی و ارسال کمک های مالی و تسلیحاتی برای متحدین منطقه جهت سنگین کردن وزنه سیاسی و تغییر موازنات خاورمیانه به سود ما، می تواند جایگاه ایران را به عنوان ابرقدرت منطقه ای مسستحکم تر کند.
خلاصه کنم اگر دلارها مستقیم وارد ایران شود و خرج هزینه های دولت شود سم است.

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.