پاپاراتزی دولتی

223321_692
نشنیده از پرسشگر- نخیر، انگار قرار نیست به این زودی ها ما الفبای سازماندهی استقبال و دیدار اهل رسانه را با ستاره های فوتبال بیاموزیم. بعد از بی نظمی و بلبشویی که هنگام ورود تیم ستارگان پیشکسوت میلان پیش آمد، انتظار می رفت اینبار مسئولان برگزاری مسابقه خیریه به نفع بیماران ام-اس با برنامه ریزی بهتری به پیشواز ستارگانی با کالیبر فیگو، کارلوس، داویدز، سالگادو و دوستان بروند. متاسفانه کل تمهیدات جدید در انتقال ورودی فرودگاه از VIP به CIP خلاصه می شد.
این درست که قسمت CIP یا Commercially Important Person فرودگاه به دلیل عدم دسترسی عموم و برخورداری از مزایای تشریفات، کار ساماندهی را سهل تر می کرد، ولی این تجربه یک باردیگر ثابت کرد که مشکلات اینچنینی بیش از آنکه ریشه در کمبودهای سخت افزاری داشته باشد به عدم مدیریت و توجیه همه نهادهای ما منجمله و شاید بیش از همه اصحاب رسانه برمی گردد.
“اولش همه چی منظم بود ولی باز آخر کار بی نظمی حاکم شد”، این جمله مجری برنامه زنده نود از فرودگاه است. محمد حسین میثاقی گزارشگر جوان و خوب این برنامه که بهترین مستندهای فوتبالی مثل گزارش از هواداران قرمز و آبی در هرات را در کارنامه خود دارد از ساعتی قبل در سالن تشریفات روی مبل های چیده شده برای این اتفاق مهم نشسته است و ضمن قول مصاحبه با ستارگان در لحظه ورود می گوید “البته ۵۰ درصد آن به ما مربوط می شود که برای آن آمادگی کامل داریم و ۵۰ درصد باقی بستگی به رفتار میهمانان دارد و اینکه آیا قبول می کنند در لحظه ورود با ما مصاحبه کنند یا نه”. در واقع پربیننده ترین برنامه تلویزیونی ایران که لشکری از عوامل تکنیکی و واحد سیارش را به فرودگاه گسیل کرده و همه هماهنگی ها را با مسئولان حراست فرودگاه انجام داده است، نمی داند سرانجام این مشقت ها چه خواهد بود؟ با چه کسی قرار است مصاحبه کند و آیا اصلا کسی از این تیم مصاحبه خواهد کرد؟ این بدان معنی است که هیچگونه هماهنگی، کسب اجازه و برنامه ریزی در کار نبوده است و بازیکنان تا قبل از وردود به پاویون، روحشان هم خبردار نبوده است که چه فضا و شرایطی برای استقبال از آنها در نظر گرفته شده است. این را چهره های مبهوت و بعضا عصبانی آنها مثل فرناندو هیرو نشان می داد. بعدا اعلام شد که قرار بر این بوده که در آن ساعات بامدادی، ستارگان به محض رسیدن به فرودگاه، بلافاصله به هتل محل اقامتشان انتقال خواهند یافت و صحبتی از مصاحبه با بازیکنان نشده بود. تعداد خبرنگاران و عکاسانی که بدون صدور آی-دی های مخصوص، تنها با کارت خبرنگاری اجازه ورود به تشریفات را پیدا کرده بودند آنقدر زیاد بود که فضای تنفس را از مدعوین می گرفت. جالب آنکه جامعه رسانه ای ما هر دفعه، همه مسئولیت ها را به عموم مردم حواله می دهد و از چند روز قبل شاهد فراخوان های متعدد بودیم و سایت های ورزشی از مردم می خواستند به حریم اطراف ستارگان احترام بگذارند، به سمت آنها هجوم نبرده و به هر قیمتی تقاضای امضا و عکس نکنند. در صورتی که در همه جای دنیا شیفتگان اسطوره های ورزشی و هنری از هر فرصتی برای نزدیکی به “ایدول” هایشان استفاده می کنند. از آنها نمی شود غیر از این انتظار داشت بلکه این مسئولین هستند که می بایست با سازماندهی درست کاری کنند که همه چیز در آرامش و متانت برگزار شود. تلاش های میثاقی هم برای گرفتن مصاحبه از این بازیکنان با موفقیت زیادی همراه نیست. از آن بدتر وقتی کاناوارو مرد سال فوتبال جهان و کاپیتان تیم ملی ایتالیای فاتح جام جهانی ۲۰۰۶ تلفن همراهش را به گوش گرفته تا به این بهانه از پاسخ به سوالات امتناع کند، پافشاری مجری سبب می شود تا وی گوشی همراه را به میثاقی بدهد با این طعنه که: پس تو پاسخ موبایل مرا بده!
این وسط غرور و آبروی ما انگار پشیزی برای دست اندرکاران ارزش ندارد و فرض بر این است که برای من بیننده شنیدن یک یا دو جمله آن هم بشدت کلیشه ای مثل “خیلی خوشحالم به کشور شما آمده ام. فوتبال در کشور شما هواداران زیادی دارد.”، آنقدر ارزش دارد که خفت و کنف شدن مجری شبکه تلویزیونی کشورم را به حاشیه ببرد.
رابطه ستاره ها با رسانه ها یک رابطه قانونمند است. به این معنی که وقت قرار کنفرانس های مطبوعاتی، ملاقات ها، مصاحبه و عکاسی ها همه از قبل تعیین وشرایطش مورد قبول دو طرف واقع می شود. آن دسته از گزارشگران و عکاسانی که بدون اجازه وارد حریم خصوصی ستاره ها شده و اقدام به گرفتن عکس و مصاحبه می کنند را “پاپاراتزی” می نامند. پاپاراتزی ها یاغیانی هستند که بزور به دنبال گرفتن عکسی جنجالی می گردند تا فروش روزانه نشریات زرد را چند برابر کنند، نوعی دزدی از حریم اشخاص.
ما در اینجا با پدیده پاپاراتزی از نوع رسمی و دولتی آن روبرو هستیم، چرا که همه پروتاگونیست هایی که مسبب این وضعیت هستند شناسنامه دار و با “نا هماهنگی” نهادهای رسمی مشغول به اجرای این سیرک هستند.
از همه اینها که بگذریم می رسیم به گاف هایی که بدیهیات اصول ژورنالیستی را زیر پا می گذارد. همانطور که گفتیم هیچگونه برنامه ریزی قبلی برای بازداشتن تیمی که با پرواز ساعت دو بامداد رسیده و برای حضور در ورزشگاه و یک بازی ۹۰ دقیقه ای فوتبال تنها چند ساعت وقت دارد و باید خود را با اختلاف ساعت،فشار هوا و ارتفاع بالای شهر تهران تطبیق دهد، وجود نداشته است. در این شرایط باید ممنون لطف لوئیس فیگو بود که حاضر می شود چند دقیقه ای وقت به گزارشگر بدهد و به نمایندگی از بقیه تیم پاسخگوی سوالات باشد. حالا گزارشگر ناشی را ببینید که به جای مغتنم شمردن این مجال کوتاه و محدود کردن سوالات به اتفاقی که قرار است فردا رخ دهد، به دنبال “اسکوپ” می گردد و انتظار دارد لوئیس فیگو که چندی قبل در یک حرکت سیاسی-ورزشی اعلام نامزدی برای جانشینی سپ بلاتر کرده بود در بحبوحه رسوایی های فیفا و بحران جانشینی از این تریبون و تحت چنین استرسی موضع رسمی اش را نسبت به تصمیم دوباره نامزدی یا انصراف را به “جهانیان” و جامعه میلیاردی فوتبال اعلام کند! عنایت داشته باشید که مثلا میشل پلاتینی با تیم مشاور کمپین انتخاباتی اش بین تاریخ های کمپین شایعه سازی، اعلامیه رسمی و اولین کنفرانس مطبوعاتی برای یک همچین بلندپروازی یک تقویمبندی مطالعه شده و حساب شده دارند. کاندیداتوری پلاتینی ۲ ماه پیش در یک اعلامیه خشک رسمی دو جمله ای اعلام شد و تا کنون هیچ کنفرانس مطبوعاتی یا مصاحبه ای از ایشان در این رابطه “ساماندهی” نشده است. حالا شما خودتان را جای فیگو بگذارید، حاضرید بعد از این سوال احمقانه به سوال دیگری پاسخ دهید یا مثل او همانجا با ذکر این جمله “ما اینجا هستیم تا فوتبال بازی کنیم و فقط از این امر خیرخواهانه صحبت کنیم” ختم مصاحبه را اعلام می کنید؟
اما در این بین چطور می شود از کنار عادل فردوسی پور بسادگی گذشت و سهمش را در این آشفته بازار به عنوان رهبر ارکستر ۹۰ در ویژه برنامه ای که اینبار به غیر از دوشنبه، پنجشنبه شب بینندگان را به پای تلویزیون کشیده است، نادیده گرفت. گرچه عادل از قبل حضور روبرتو کارلوس و سالگادو در استودیو را که یک شب قبل رسیده بودند هماهنگ کرده بود، ولی اینکه آنها تا چه ساعتی قرار است در استودیو بمانند توافق نشده بود. و بعد از ساعتی که سالگادو بشدت اظهار خستگی می کرد و می گفت از دیشب که رسیده اند فرصت خواب کافی نداشته است، با من بمیرم، تو بمیری و اینکه ۲۰ میلیون نفر شاهد این برنامه زنده هستند، سعی داشت بزور این دو را در استودیو نگه دارد. نزدیک یک ساعت و نیم است که آنها به سوالات پاسخ می دهند و پخش کلیپ هایی که با هنرنمایی های استثنایی ستارگان رئال مادرید تدوین شده است و پیروزی، شکست، شادی و درام و لحظات تاریخی زندگی ورزشی آنها را مرور می کند با کامنت های آنها همراه است. عادل عادت کرده وقتی بازیکنان جوان لیگ ما را به برنامه اش دعوت می کند، بازیکنانی مثل رامین رضائیان، جماعتی، طارمی که برای هر کدامشان نفس حضور در برنامه نود یک افتخار بزرگ محسوب می شود، دقایقی را به پخش صحنه های چالش برانگیز و نه چندان دلچسب برای آن میهمان اختصاص دهد و گاف ها، خطاها یا کارت قرمزهایشان را به نمایش بگذارد. انتظار ما از فردوسی پور این است که بین آن جوان و سالگادویی که نیم ساعت است به ساعتش نگاه می کند و می خواهد به هتل بازگشته و بخوابد تفاوت قایل شود. ایشان بعد از کلی من بمیرم تو بمیری، صحنه ای را نشان می دهد که مدافع رئال سی سال پیش در یک برخورد موجب شکستگی ساق پای مهاجم نه چندان معروف حریف می شود. سالگادو با چهره ای برافروخته، حالا خسته تر از قبل می گوید هیچگاه به دنبال مصدوم کردن حریف نبوده است و این صحنه یکی از بدترین خاطرات زندگی اش است و دیگر حتی نمی خواهد آنرا بیاد بیاورد. عادل اصرار می کند: ولی با این تکل، پای طرف را شکستید! سالگادو باز هم می گوید نه فقط برای او بلکه برای کل خانواده اش این صحنه خاطره غم انگیزی محسوب می شود که نمی خواهد مرورش کند. ولیکن این عادل ما اصلا در آن ساعات بامدادی ول کن ماجرا نیست و می گوید: بعدش بلند شدید به داور اعتراض کردید که من هیچ خطایی نکردم! بنده خدا سالگادو دیگر نمی دانست با چه زبانی باید به عادل التماس کند که این آیتم را بی خیال شود و بیش از این نمک بر روی زخمش نپاشد: من آنزمان یک جوان بیست ساله بودم! حالا دیگر سالگادو و روبرتو کارلوس استودیو را ترک کرده اند و عادل ناراضی از اینکه “کلی سوال آماده کرده بودیم که متاسفانه اصلا فرصت نشد به آنها برسیم” و لیست سوالاتی که روی کاغذ نوشته بود را یکی یکی برایمان می خواند: “راجع به کارلوس کی روش به عنوان سرمربی این دو ستاره در رئال، نظرشان نسبت به تیم ملی ایران، قرعه کشی لیگ قهرمانان اروپا، …”. خب پسر خوب، وقتی شما گیر دادی به آن خطا و ۱۰ دقیقه وقت برنامه را اختصاص دادی به تکرار آن صحنه، آن هم نه در ابتدای برنامه بلکه زمانی که طرف دیگر مغزش نمی کشد، معلوم است دیگر فرصتی برای طرح این سوالات نمی ماند.
واقعا چه انتظار دیگری می توان از نحوه کلی استقبال از کسانی را داشت که در مرکز توجهات رسانه های جهان قرار دارند، اگر خود متولیان رسانه های ما اینقدر غیر حرفه ای با چنین موضوعاتی برخورد کنند؟ بدون تردید اگر بنا باشد آنها هم در نقش پاپاراتزی ظاهر شوند …!

 

 


یک دیدگاه در مورد “پاپاراتزی دولتی

  1. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ عادل فردوسی پور در این برنامه تلاش کرد تا گفت و گویی متفاوت با این دو داشته باشد. او با پخش کردن تصاویری از برش های مهم زندگی این دو بازیکن، قصد دارد مصاحبه را به سمت و سوی خوبی هدایت کند اما پخش یک تصویر میشل سالگادو را به شدت ناراحت کرد. فردوسی پور صحنه ای را نشان داد که در آن سالگادو پای مدافع برزیلی حریف را می شکند. سالگادو در همان لحظه گفت که دوست نداشت این صحنه را ببیند. بعد از برنامه هم این بازیکن به شدت از پخش چنین تصویری دلخور بود. گویا این بازیکن حتی پس از بازگشت به هتل هم بسیار دلخور بود و گفت: «نباید چنین صحنه ای را پخش می کرد چون خاطره تلخی از آن دارم.» حتی مترجم سالگادو و کارلوس هم پس از تماس با یکی از مسئولان این برنامه از او خواست تا به عادل فردوسی پور بگوید که تصویری که پخش کرد تمرکز او را به هم ریخت و حتی تا صبح ناراحت بود.

     

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.