نوعی کرونولوژی در وقایع اتفاقیه

2080101

  • بعد از فروپاشی دیوار برلن و پایان جنگ سرد، روسیه از غرب خواست به قولش عمل کند و پای ناتو، موشک ها و تاسیسات نظامی اش را به بخش شرقی اروپا باز نکند.
  • وضعیت اقتصادی-اجتماعی رقت بار روسیه پست-شوروی چنان این کشور را از معادلات سیاسی-امنیتی جهان حذف کرده بود که آمریکا دلیلی نمی دید دست از گسترش شعاع ناتو به شرق اروپا بردارد.
  • با احداث چتر موشکی در لهستان، ناتو وارد مرحله ای شد که از نظر روسیه بزرگترین خطر امنیتی اش محسوب می شود. آنها با خواهش و تمنا از آمریکا تقاضا کردند این تاسیسات را برچیند.
  • آمریکایی ها با تزویر پاسخ دادند: هدف از این تاسیسات، تقابل با شما نیست. ما نگران قدرت های یاغی و موشک های هسته ای ایران و کره شمالی هستیم.
  • روس ها ضمن افسانه توصیف کردن خطر موشک های هسته ای ایران، همزمان با آغاز ریاست جمهوری مدویدف پیشنهاد دادند: خب اگر واقعا مشکل شما این است بیایید با هم مشارکت کنیم و این چتر را با هم بسازیم، ما نیز دوست نداریم قدرت های یاغی امنیت جهانی را به خطر اندازند.
  • آمریکایی ها با توجه به شخصیت مدویدف و طیف لیبرال روسیه به این نتیجه رسیدند که راه برای بازی دادن این دسته از کرملین نشینان باز است، لذا به این پیشنهاد پاسخ منفی ندادند و گفتند که این مسئله نیاز به بررسی با همه اعضای ناتو دارد و البته نوع همراهی و مشارکت روسیه در پرونده هایی چون پرونده هسته ای ایران می تواند نقش تعیین کننده ای در جلب آرای مثبت اعضا داشته باشد.
  • در این دوره(مدویدف) نیروگاه بوشهر خوابید، قرارداد S-300 یکطرفه فسخ شد و همه قطعنامه های سازمان ملل بدون وتوی روس ها به ضرر ایران به تصویب رسید. همراهی با تصویب قطعنامه ای که راه را برای حمله به لیبی می گشود از آخرین خوش خدمتی هایی بود که مدویدف به غرب کرد.
  • با تمام این احوال در این دوره جز دست بسر شدن نه تنها هیچ چیز نصیب روس ها نشد بلکه برای آنها ثابت شد که غرب هم از بیرون(کمربند نظامی ناتو) و هم از درون(وابستگی اقتصادی از طریق ایجاد بدهی به بانک جهانی و فشارهای حقوق بشری برای سکت های مذهبی یا حقوق همجنس گرایان …) قصد خفه کردن روسیه را دارد.
  • با اتمام ریاست جمهوری مدویدف، پوتین در آغاز دور دوم ریاست جمهوری اش خیلی زود دندان هایش را نشان داد و اینکه بازی تمام شده.
  • حالا به دوره ای می رسیم که شمشیرها از رو بسته می شوند. آمریکا قضیه اوکراین را کلید می زند.(اوکراینی که از نظر برژینسکی دروازه ورود روسیه به غرب است و باید آنرا بست). پوتین کریمه را ضمیمه می کند و شرق اوکراین را عملا مال خود.
  • با شروع دولت روحانی و مذاکرات هسته ای، موضع روسیه در این پرونده سازنده تر از قبل است و نهایتا این پرونده با همان چهارچوب کلی بسته می شود که روس ها پیشنهاد کرده بودند: گام به گام
  • برای پوتین غیر ممکن است اشتباه لیبی در مورد سوریه نیز تکرار شود. قطعنامه های سازمان ملل بر ضد حکومت بشار اسد یک به یک توسط روسیه وتو می شوند. دیپلماسی کرملین موفق می شود جلوی حمله نظامی آمریکا و فرانسه را با بهانه واهی حملات شیمیایی اسد بگیرد.
  • پوتین موفق شده در مدتی کوتاه دوباره روسیه را بصورت فعال وارد معادلات سیاسی جهان کند. دراین وضعیت، روسیه مجبور است دکترین منطقه ای خود را بعد از جنگ سرد بازتعریف کند. از این منظر ورود نظامی روسیه در درگیری های سوریه و در کنار ایران را باید نقطه عطفی به حساب آورد. در رقابت تاریخی بین اعراب و ایرانی ها (بخوانید اهل سنت و شیعیان)، شوروی به دنبال متحدین عرب بود: مصر(جمال عبدالناصر)، عراق، لیبی، الجزایر … برای نخستین بار در تاریخ، روسیه در کنار ایران و در تقابل با لیدرشیپ جهان سنی(عربستان و ترکیه) قرار می گیرد.
  • این تغییر دیدگاه ژئوپولیتیک حاصل دو عامل داخلی و بیرونی بود: نظریات اوراسیایی نوین الکساندر دوگین و نقش فعال فرماندهان سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران(سلیمانی و دهقان). بعد از دیدار صمیمانه پوتین با رهبر انقلاب، آقای ولایتی (مشاور رهبر) برای اولین بار رسما از “اتحاد راهبردی” صحبت می کند.
  • چشم انداز مثبت همگرایی ها تا جایی پیش می رود که آقای دهقان پیشنهاد ایجاد چتر موشکی مشترک به روسیه و چین در تقابل با ناتو را می دهد.
  • به موازات این تحولات، ترکیه اردوغان(با تاثیرپذیری از نظریات داودو اوغلو) روز بروز در رویای برقراری دوباره امپراطوری عثمانی در باتلاق سوریه، سیل پناهندگان، ناامنی و … غیرقابل کنترل شدن معضل کردها به عنوان بزرگترین تهدید تمامیت ارضی فرو می رود.
  • اردوغان حتی با حربه (سلاح پنهان) پناهندگان سوری و نیاز اتحادیه اروپا به مشارکت کشورش برای جلوگیری از ورود آنها به غرب موفق نمی شود ترکیه را برای آلمان و اتحادیه اروپا به “قابل آشامیدن” تبدیل کند و تکلیف این کشور را در چشم انداز اتحادیه اروپا مشخص کند.
  • با پیروزی بریگزیت و ابراز تمایل دیگر اعضای اتحادیه اروپا مثل هلند به خروج از اتحادیه، کل پروژه اتحادیه اروپا زیر سوال می رود و از بریگزیت به عنوان آغاز پایان یورو یاد می کنند. ترک ها از خود می پرسند، اصولا آیا به نفع ماست همه وقت و هدف خود را صرف چنین برنامه ای کنیم؟
  • ترکیه به آلمان و آمریکا می گوید: “شما دستتان را جلوی سینه ما قرار می دهید تا فاصله را نگه دارید”، روی کردها برای آینده منطقه سرمایه گذاری کرده اید و در عین حال انتظار همه گونه همکاری های امنیتی و سیاسی را از ما دارید. در این وضعیت چرا ما باید به روسیه، چین و ایران پشت کنیم و در کنار شما با آنها نیز همکاری نداشته باشیم؟ مقدمات آشتی بین اردوغان و پوتین و عذرخواهی های ضمنی از سقوط جنگنده روس در جریان است. همزمان داوود اوغلو از قدرت کنار گذاشته می شود و موج تصویه در رده های بالای نظامی آغاز می شود.
  • این نظامیان که از طرفداران فتح الله گولن هستند به تکاپو می افتند. صرف نظر از تمام حرف و حدیث ها، نطفه کودتای ترکیه در پایگاه اینجرلیک(ناتو) بسته می شود و واکنش های رسمی آمریکا، عربستان، قطر … در ساعات اولیه نشانی از عدم تمایل آنها به پیروزی کودتاچیان ندارد.
  • حالا نوبت اردوغان است که شمشیر را از رو ببندد. وی از فرصت بدست آمده نهایت استفاده را برده و دست به یک پاکسازی عمومی و گولن زدایی در کل سیستم نظامی-آموزشی ترکیه می زند، به مسکو می رود و پیشنهاد محور مسکو-آنکارا-تهران را برای حل بحران سوریه می دهد.
  • مصاحبه ۱۵ آگوست آقای رابرت مارلی مسئول خاورمیانه-آفریقای شمالی-خلیج فارس کاخ سفید با فارین پالیسی، آب پاکی را روی دست همه ریخت: “ما آماده ایم(برای جلوگیری از پیروزی اسد) به شورشیان برای جنگی نامحدود سلاح تحویل دهیم”. ایران و روسیه برای جلوگیری از “جنگ نامحدود” باید وارد عرصه دیگری می شدند و پیام دیگری به غرب می دادند.
  • با حضور جنگنده های روسیه در نوژه، “اتحاد راهبردی” که آقای ولایتی بعد از دیدار پوتین و رهبری از آن سخن گفته بود جنبه عملی پیدا می کند. ذوق زدگی روسیه(که بدرستی مورد شماتت آقای دهقان قرار گرفت) هم بی علت نبود چرا که حالا روس ها می توانند ادعا کنند روی خط تقابل با غرب از بلاروس تا ایران(با گذشتن از کریمه و سوریه) حضور نظامی دارند.
  • در چنین وضعیتی است که آقای بایدن به دیدار اردوغان می رود. بصورت ناشیانه چندین بار تکرار می کند که “ترکیه، دوستی بهتر از آمریکا ندارد”. همزمان تانک های ترک وارد مرزهای سوریه می شود و با پشتیبانی هوایی ترک ها نیروهای سوری(که خیلی ترکیه دوست دارد از چهارچوب اخوان المسلمین فراتر نروند) برای جنگ با کردها وارد جرابلوس می شوند.
  • شواهد نشان می دهد درگیری ها در سوریه بیش از همیشه به صحنه کامل تقابل در سطح کلان بین قدرت های جهانی تبدیل شده است.(اعلام آمادگی چین برای همکاری های نظامی با دولت اسد نیز تازگی دارد) و از کشاکش این بحران آلیانس ها و خطوط جدید ژئوپولیتیک بین شرق و غرب در حال ترسیم است.

امروز ترکیه در مقطع بسیارحساسی از تاریخ خود بسر می برد.مسئله کردها به اضافه حملات تروریستی داعش در داخل، موجب شده است کل موجودیت امپراطوری اسبق با تهدیدات جدی روبرو شود. گفته می شود اکثریت نظامیانی که بعد از کودتا به ارتقای درجه دست یافتند، خواهان خروج ترکیه از ناتو و همگرایی با روسیه، ایران و چین هستند و اتمام حجتی که اردوغان با بایدن کرده است و شرطی که در مورد کردها با آنها گذاشته است: آیا غرب و آمریکا حاضر می شوند از کردها (تنها نیرویی که در صورت پیروزی اسد می تواند حضور آنها را در منطقه ضمانت کند) دست بردارند؟

و بالاخره در سطحی بالاتر، آیا ناتو حاضر می شود از پروژه چتر امنیتی خود در شرق اروپا(همان محور آغازین این روزشمار) صرف نظر کند؟ یا حاضر می شود ریسک شکل گیری چتری از جنسی که آقای دهقان پیشنهاد داده را قبول کند؟

 


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.