محمد علی اینانلو: چه کسانی در موفقیت والیبال موثر بودند؟

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2015-07-11 08:00:06Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

سرانجام لیگ جهانی والیبال امسال هم با همه هیجان و فراز و فرودها و امیدها و نا امیدهای گاه وبیگاه برای ما تمام شد.

واقعیت این است که تیم ملی والیبال ما در این سه چهارسال پیشرفت شگفت انگیزی داشته است.به تدریج از یک تیم درجه دو و حتی درجه سه آسیائی تبدیل به یک پدیده و بعد تبدیل به یک مدعی شده ، تا جایی که امروزه تمام دنیای والیبال از ما حرف می زنند. اما بهتر است که برای طراحی و برنامه ریزی های آینده آماری همه جانبه داشته باشیم که بتوان بر اساس آن به دور از هیجان و غوغا، نقاط قوت را تقویت و نقاط ضعف را تضعیف کرد تا والیبال ، پس از این اوج و فراز، فرود نداشته باشد . بخشی از این بررسی آماری، مشخص کردن سهم افرادی است که در این پیروزی ها و موفقیت ها سهم داشته و در آینده نیز خواهند داشت :

۱- اعضای تیم ملی
 بی تردید بزرگترین سهم را در این میان بچه ها دارند که با تحمل مشکلات بسیار ، تمرینات طاقت فرسا ، اردوها و مسافرت های مشکل و دور از خانه و خانواده باعث این همه موفقیت و موجب شادی مردم کم شادی ایران شدند. همه بچه ها به یک از نسل کنونی تا  نسل های قبلی در این موفقیت ها سهیم بودند؛ از نسل بهنام محمودی و حسینی و مظفری ها و منظمی و پیمان اکبری و ترکاشوند و نادی و دیگران که بچه های فعلی در کنار آنها تجربه اندوختند تا تیم حاضر، شهرام محمودی امتیاز آورترین بود و به قول آقای کواچ ستاره تیم، شهرام تبدیل به یک بازیکن طراز اول جهانی شده که پاسور تیم در مواقع حساس می تواند روی او حساب کند.
اما از امیر غفور نیز نمی توان به سادگی گذشت که هر وقت به بازی گرفته شد ثابت کرد که همان شیر غرّان والیبال ایران است که آبشارهای محکم او زمین والیبال را فرو می برد و سرویس هایش برایمان امتیاز می آورد.
شهرام و امیر هر دو خوبند اما تنوع ضربه های شهرام بیشتر است و در مقابل بازی امیر نمایشی تر و دلچسب تر موسوی در دفاع مثل سدّ سکندر  بی نظیر است. حتی بازیکنانی مانند موزرسکی و کوبیاک هم نمی توانند از چنگ او فرا رکنند ، اگر سرحال و با روحیه باشد آبشارهای بریده او هم حرف ندارد. مشخص است که روی سرویس هایش نیز کار کرده است.
عادل غلامی بی آنکه ستاره باشد بازیکنی کم فراز و فرود، مثبت ، امتیاز آور و مطمئن است. فرهاد قائمی با بازی مینیاتوری خود هر وقت که به بازی آمد با سرویس های زیبا و توپ گیری های مطمئن یار تیم بود و با آبشارهای دست چپ دفاع مقابل را گیج کرد.
فراموش نکنیم چینی ها چهل سال پیش ثابت کردند که برای گیج کردن تیم حریف ، نیاز به یکی دو بازیکن چپ دست دارند. بازار گرد نیز این چنین بود؛ میلاد عبادی پور تبدیل به یک بازیکن تمام عیار شده که می توان در توپ گیری و حمله روی او حساب کرد.
در دوره قبل بسیاری حتی خود من مخالف بازی دادن طولانی به عباسی پور بودیم اما کواچ با پافشاری خود ثابت کرد که ما اشتباه می کردیم. او میلاد را خوب شناخت و تبدیل به بازیکنی شاخص کرد.
میرزا جانپور نیاز به حمایت روحی دارد تا تبدیل به بازیکنی تمام عیار شود – اگر پخش بازی ها تکرار شد به چشمان میرزا نگاه کنید ، پلکهای بالائی اش که پایین افتاد و چشمانش نگاهی گنگ داشتند زمان تعویض شدن اوست!

بازیکنان ذخیره نیز به سهم خود در پیروزی ها سهیم بودند ، مهدوی و صنوبر هرگاه که به بازی آمدند تأثیرگذار بودند اما صنوبر هنوز خیلی کار دارد. از حمزه زرین هم نمی توان به راحتی گذشت ، سرویس ها وآبشارهای زیبایش فراموش ناشدنی است اما نمی دانم که حمزه باز هم می تواند به روزهای اوج خود بازگردد ؟

و اما حساب سعید معروف کاملا جداست ، این موضوع را در مطلب ” جواهری به نام معروف”  گفته ام  واقعا قرنی می خواهد که تعداد معدودی سعید معروف در والیبال کشف شوند و به وجود آیند.
در مورد فرهاد ظریف نیز تنها می توان گفت که ای کاش ” حاشیه ها ” و حب و بغض ها فروکش کند و در حالی که یکی از نقطه ضعف های تیم ما گرفتن توپ اول است به عنوان یک لیبروی مطمئن به تیم برگردد.
اهل بخیه  به خوبی می دانند که بازیکن لیبرو نمی تواند آسیب دیدگی جدی داشته باشد ؟ هر چند که مرندی لیبروی خوبی است اما هنوز کار دارد تا ظریف شود .

۲- مدیریت
از معدود اتفاقاتی است که در کشور ما مدیر لایقی می رود و مدیر لایق دیگری به جایش می آید. همه چیز از زمان مدیریت یزدانی خرم شروع شد. والیبالی نبود اما مدیر بود خوب دانست که چه بکند ، ابتدا مشاورینی مانند محمود عدل و سیاوش فرخی –  اولین کوتاه زن آسیا – را به کمک فرا خواند و در استعدادیابی کاری کرد کارستان. پس از او خوشبختانه داورزنی آمد و ثابت کرد که در مدیریت تواناست. فدراسیونی قوی چید و به عنوان دبیر محمود افشار دوست را آورد که خود یکی از نخبه های والیبال ایران است و علیرغم جوانی مدیری توانا نیزهست. تیم داورزنی کار را به نحو احسن ادامه دادند و با کمک جادوگری به نام ولاسکو والیبال ایران سری توی سرها در آورد و دنیا را شگفت زده کرد.
داورزنی و افشاردوست ثابت کردند که ایران استعداد بسیار دارد و تنها در انتظار مدیران خوب است و این چنین است که می بایست در موفقیت های تیم والیبال برای مدیریت فدراسیون جایگاه ویژه ای قائل شد .

۳- مردم و رسانه ها

مردم چه به صورت تماشاگران مستقیم در سالن و چه به شکل عموم، سنگ تمام گذاشتند. در سالن همه خبرنگاران جهان را شگفت زده کردند اما خود همین تشویق ها در سالن سر پوشیده هم آداب و رسوم و قواعد خود را دارد که که تماشاگران باید برای تشویق یک دست و به موقع آموزش ببینند. اینکه یک نفر بلندگوی سالن را بر دارد و دائم هو هو هو کند تشویق نیست. بهتر است که این قسمت را از عربها نیاموزیم.
مردم عادی نیز با پشتیبانی ها ، استقبال ها و پیام ها کاری کردند ، چه رسانه های مکتوب ، چه رسانه های دیداری و شنیداری بسیار خوب کار کردند و در این میان شبکه رادیوئی ورزش از همه موفق تر بود. رسانه های فضای اینترنتی هم موفق بودند اما در این زمینه هنوز کار داریم ، باید بیاموزیم که در فضائی مودب و محترم “نظریات” همدیگر را نقد کنیم ، به همدیگر حمله نکنیم وگرنه گفتن کلمات و جملات نحیف و بی ادبانه نیاز به سایت و وایبر و تلگرام و تبلت و کامپیوتر چند میلیونی ندارد این نوع رفتار سالهاست که در زیرگذرها و چهار راه ها بدون نیاز به فضای مجازی کشف شده و اکنون در حال فراموش شدن است.
بنابراین سعی نکنیم که یک فرهنگ مذموم مرده را دوباره در فضای مجازی زنده کنیم. از این جنبه که بگذریم مطبوعات و سایر رسانه ها نیز در موفقیت های تیم ملی نقش به سزائی داشتند .

۴- مربی ها

بی تردید تمامی مربیانی که شاگردان آنان به تیم ملی راه یافتند در این افتخارات سهیم اند؛ از مربیان گمنام دور افتاده ترین شهرستان ها تا مربیان باشگاه ها و تیم های جوانان و نوجوانان و دانشجویان.
چگونه می توان گفت که مربیانی نظیر ، عطائی ، نفرزاده ، کارخانه ، بهنام محمودی ، اکبری ، ایرج مظفری و بخصوص ، بخصوص حسین معدنی در این موفقیت ها سهیم نیستند، این مربیان ایرانی بودند که زحمت کشیدند ، خون دل خوردند ، حرص و جوش خوردند و سرانجام محصول و میوه زحمات خود را در اختیار ولاسکو قرار دادند و این پیر مرد جادوگر شطرنج باز با استفاده از حاصل زحمات آن ها و تجربه و هوش سرشار و مدیریت مثال زدنی خود تیم والیبال ایران را به جمع ده دوازده تیم بزرگ دنیا آورد.
آری ! ولاسکو نیز در موفقیت ها و افتخارات فعلی والیبال ایران سهم بزرگی دارد. برخی ایراد می گیرند که ولاسکو در حساس ترین لحظات تیم ایران را رها کرد. آری! موافقم… اگر پارسال به جای کواچ،  ولاسکو مربی تیم ما بود شک نداشته باشید که ایران به مدال می رسید، اما در این مورد شخصا برای ولاسکو احترام ویژه ای قائلم.
او کار وطن پرستانه ای کرد. تیمی را که به همراه آن می توانست جزو هشت مربی بزرگ دنیا باشد رها کرد تا سرمربیگری تیم وطن خود را به عهده گیرد. شاید با معیارهای امروزی کارش حرفه ای نبود اما ولاسکو درواقع خود را فدای وطن خویش کرد.
بیایید منصفانه و به دور از حب و بغض برای ولاسکو احترام قائل شویم. او به خاطر وطن خویش افتخارات آینده خود را دو دستی تقدیم کواچ کرد ، و اما آقای کواچ …

کسانیکه در این مدت با نظریات من مخالفت کردند لطفاً منصفانه به یک سوال من جواب بدهند؛ یک سوال کلیدی : آیا کواچ تیم ما را تبدیل به یک تیم درجه یک جهانی کرد و یا تیم ما کواچ را جزء هشت مربی برتر دنیا کرد ؟!

لطفا کمی بیندیشیم اگر کفه ی ترازوی این سئوال به سمت تیم ایران سنگینی می کند، پس بیهوده سهم بچه های ایران را با دیگران تقسیم نکنیم.
ما ایرانیان مردمی بخشنده ایم اما در این مورد بنده بسیار آدم خسیسی هستم. سهم بچه های ایران مال بچه های ایران است ، از کواچ بسیار انتقاد کرده ام اما همه انتقادها مبنای تکنیکی و بخصوص تاکتیکی و حتی پزشکی دارد. من هیچ پدر کشتگی با کواچ ندارم اما دلم برای تیم کشورم می سوزد و دلم می خواهد که بیش از این ها موفق باشد و به همین دلیل است که می گویم ” کواچ در حد تیم ملی والیبال ایران نیست  تیم ما یک سر و گردن بالاتر از کواچ است . چرا ؟

ساخته شدن یک بازیکن تمام عیار والیبال بین پنج تا ده سال زمان می خواهد.  تیم ما تنها چند ماه بعد از آمدن کواچ شگفتی آفرید و تیم پدیده دنیا شد ، آیا کواچ با آمدن خود معجزه کرد؟ به هیچ وجه…! کواچ از خوش روزگار آمد، به تیم ما چسبید و با تیم ما بالا آمد. یعنی بچه های ما کواچ را بالا آوردند. کواچ تنها چند روز یا ماه ؟  این آمار را محتشمیان و حمیدی و کرده و شاکری و عشوندی بهتر می دانند – آری چند روز یا ماه پیش از بازی های پارسال مربی تیمی شد که دیگران زحمت کشیده و جمع و جورش کرده بودند.
این بچه های ما بودند که جنگیدند ، شگفتی آفریدند ، بالا آمدند و کواچ را هم با خودشان بالا کشیدند.
گفته ام و هنوز هم  می گویم که اگر کواچ نبود و معدنی زود نمی رفت بچه ها پارسال به مدال می رسیدند ، پارسال در مطلب “کواچ مدال را از ما گرفت ” گفتم که در آن سیل احساسات  و افتخارات موجب شگفتی شد.

و اما اکنون … طوری که آقای داور زنی در تلویزیون گفت با آقای کواچ تا المپیک قرارداد داریم اما باید بدانیم که کواچ مربی باشگاهی در ایتالیا آیا مرد این میدان هست که ما را به المپیک برساند؟ مبادا فردایی پس از انتخابی های المپیک انگشت حسرت به دندان بگیریم که: ” حیف شد که نشد” یادمان باشد که تیم فوتبال ما بیش از ربع قرن است که به المپیک نرفته و یادمان باشد که چنین ترکیبی در تیم ملی والیبال ما ممکن است که به این زودی ها تکرار نشود.
مکن است که دیگر ترکیب معروف و ظریف و محمودی و موسوی قابل تکرار نباشد ، مبادا که در آینده ایی نه چندان دور حسرت بخوریم که چرا مربی مان را زودتر از این به بوته ی نقد نگذاشتیم و چرا پیش از واقعه فکر علاج نبودیم؟

بازی هائی مانند قهرمانی آسیا و حتی لیگ جهانی بازی هائی با دامنه وسیع و تیم های گوناگون اند تیم هایی که در این بازی ها شرکت می کنند، گاهی تا حدود پنجاه درصد با هم اختلاف دارند. مربیان در آنها به خوبی محک نمی خورند ، هر مربی متوسطی هم می تواند با اختلاف پنجاه درصدی تیم ها به خوبی گلیم خود را از آب بیرون بکش و عیارش معلوم نشود اما بازی های جام جهانی و انتخابی المپیک این چنین نیست. تیم ها حداکثر شاید پنچ درصد با هم اختلاف داشته باشد و در این پنچ درصد به هیچ وجه فرصت اشتباه مربی نیست، یک تایم اوت زودتر یا دیرتر ، یک تعویض اشتباه ، یک استفاده نا به جا از ویدیو چک می تواند سرنوشت تیمی را تغییر دهد.
این میدان گاو نر می خواهد و مرد کهن….. ! در این میدان دیگر مجال قفل کردن و منتظر ندای تعویض از داخل زمین نیست.
در این میدان مربی نمی تواند که وقتش را برای توضیح به بازیکن تعویض شده تلف کند. این میدان، میدانی بزرگ است. کارشناسان باید نظر بدهند که آیا آقای کواچ مرد این میدان هست یا نه هرچند که وقت کافی هم برای هیچ تغییری نداریم و هر گونه شوکی می تواند به زیان تیم باشد اما گفتم که فردا دست حسرت نگزیم.
در یک کلام : تیم ما به حق جزء هشت تیم برتر دنیاست اما کواچ مسلما جزء هشت مربی بزرگ دنیا نیست. ما اکنون به رهبری در کنار زمین  نیاز داریم که جزء چهار مربی بزرگ دنیا باشد تا تیم را با خود بالا بکشد نه این که تیم را در سطح خود پایین بیاورد.

این برهه شاید تنها شانس رفتن تیم ملی والیبال ایران به المپیک باشد ، شاید تقویت نیمکت کمک های کواچ در شرایط فعلی بهترین راه باشد.

و اما سخن آخر!
تیم ایران به مرحله دوم لیگ جهانی والیبال امسال راه نیافت. برخی ناراحت شدند اما به نظر من ما هم به هدف هایمان رسیدیم  و هم شاید نرفتن به مرحله بعدی از لیگ جهانی به نفع ما شد.  به کدام هدف ها؟
اولاً در حالی که تیمی مانند روسیه به سید دوم جهانی سقوط کرده ما در سید نخست ماندیم و این افتخار کمی نیست.
دوم اینکه فهمیدیم می توانیم حتی قهرمان المپیک و جهان را شکست دهیم و این موضوع اعتماد به نفس جوان های ما را بالا می برد و این دو دستاوردهای کمی نیستند . اما چرا نرفتن به مرحله بالاتر لیگ جهانی ممکن است به نفع ما باشد ؟ الان بیشتر از یک سال است که بازیکنان ، مربیان، مسئولان و مدیران والیبال ما درگیر اردوها ، مسابقات و بازیهای تدارکاتی اند و این میتواند بسیار فرساینده باشد ، در فاصله کمی که تا جام جهانی والیبال باقی مانده بچه ها می توانند در خانه و در کنار خانواده خود استراحت کرده و از نظر روحی و جسمی ریکاوری کنند و . به تمرینات سبک بپردازند و به تدریج برای جام جهانی آماده شوند.
مدیران و کسانی که مسئولیت پشتیبانی تیم را دارند قادرند که به دور از تنش های روزمره در آرامش بهتر بیندیشند تا تیم را بهتر پشتیبانی کنند ، مربیان می توانند در این مدت و با استفاده از بازی های جوانان ، قهرمانی آسیا و بازیهای دانشجویان نفرات احتمالی تازه را بهتر بیازمایند تا در صورت اضافه شدن به تیم اصلی جواب گو باشند.
اما … اما غربی ها باز هم در حال نقشه کشیدن اند که می بایست این نقشه ها در میان مدت و دراز مدت مد نظر مربیان ما باشد. صحبت هائی در فدراسیون جهانی والیبال در جریان است که ممکن است نتیجه آن به نفع آمریکائی ها و اروپائی ها و به زیان آسیائی ها باشد. والیبال فعلی دارد جذابیت خود را از دست می دهد ، تیم ها در واقع پیش از اینکه خود امتیاز بگیرند از اشتباه حریف بهره مند می شوند و به دلیل بلند قدتر شدن بازیکنان تعداد رالی ها ، ماراتن ها و رفت و آمد توپ ها کم است و برای جذابتر شدن والیبال باید به دفعات گردش توپ ها افزوده شود. چاره این کار را فعلا در دو چیز می دانند: اول ارتفاع تور است. ۲۴۳ به ۲۵۰ سانتی متر ارتقاع یافته و دوم خط یک سوم یک متر عقب تر برده شود؛ یعنی پشت خط زنها باید از فاصله چهار متری به توپ ضربه بزنند و این کار احتیاج به بازیکنان خوش پرش بالای دو متر با بدن های آماده دارد که می بایست از هم اکنون مد نظر مربیان و برنامه ریزان والیبال ما قرار گیرد .

در هر حال بچه های والیبالیست ما ثابت کردند که دارای پتانسیل های بالائی هستند و همه آن هایی که می توانند در موفقیت های آنان موثر باشند می بایست یک دل و یک زبان در این راه بکوشند و مسئولان نیز به جای قهر و گله می بایست انتقادها، پیشنهادها و راهنمائی های مشفقانه را پذیرا باشند.
مسلما آرزوی همه ما سربلندی ایران است در همه زمینه ها .

 

 


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.