مبارزه با ادبیات نارسا در رسانه

200px-Elie_Wiesel

 

نشنیده از پرسشگر- بیست و خرده ای سال پیش، الی ویزل فعال صهیونیست، بازمانده اردوگاه های نازی و برنده جایزه صلح نوبل، کنفرانسی در یکی از شهرهای اروپا برگزار کرد. موضوع کنفرانس ادبیات جدید در رسانه ها و نقش واژه ها در ارتباطات بود که کنجکاوی مرا برانگیخت و ترغیب به شرکت در این جلسه کرد. الی ویزل در سخنرانی اش با برهان و مصداق های عینی نشان می داد چگونه می توان با مترادف ها، یک واژه را از معنای واقعی اش تهی و فضا را برای حساسیت زدایی از روش ها و رویکردهای سرکوبگرانه و دیکتاتوریال، آماده کرد. مثال می آورد که این روزها کمتر از لفظ “پروپاگاند” استفاده می شود و بجایش می گویند ” campagne de desinformation” (کمپین گمراه سازی)، یا کمتر لفظ کودتا را بکار می برند و بجایش می گویند ” tentative de destabilisation” (اقدام به بی ثبات سازی). و یک سری مثال از این دست برای تاکید بر اینکه اعمال دیکتاتوری و سلب آزادی از همینجا آغاز می شود، با بی معنی کردن واژه های اصلی و با فرمت کردن ادبیات با هدف بی تفاوت کردن افکار عمومی از فجایعی که در عالم واقع نظاره می کند.
از آن جلسه دو درس بزرگ گرفتم. اولی محتوا و صحت و درستی این استدلال بود که تا آن زمان به اهمیت واقعی آن پی نبرده بودم و همین کافی بود از حضور در آن جلسه خشنوده بوده و به خود بگویم وقتت را تلف نکردی. اما دومین درس، با یک نگرانی عمیق همراه بود: وقتی چنین علم و دانشی در اختیار یک تئوریسین صهیونیست است و تا این حد این اشخاص به زوایا و “فن آوری های” پنهان مقوله، آگاهی و اشراف دارند، وای به حال بشریتی که رسانه های جمعی اش تحت سیطره لابی های آنها قرار گرفته باشد!
جالب آنجاست که آقای الی ویزل بعدا مجبور شد با چالش های عجیب و غریبی دست و پنجه نرم کند. مثل محکوم شدن به جعل بیوگرافی خود با کپی برداری از شماره پلاک تاتو شده A-7713 متعلق به یک قربانی هولوکاست با نام لازار ویزل که ۱۵ سال زودتر از او به دنیا آمده بود! یا چندین رسوایی دیگر مثل تقاضای شکنجه برای برنارد میداف عامل بزرگترین کلاهبرداری تاریخ بورس (۶۵ میلیارد دلار، بزودی رابرت دونیرو نقشش را روی اکران می آورد) و مسبب دود شدن دارایی های آقای ویزل. رسوایی هایی که مانع نشد تا بنجامین نتانیاهو در سخنرانی معروفش در کنگره آمریکا برای هشدار به خطر اتمی ایران، الی ویزل را شاهد بگیرد و سناتورها ایستاده برایش کف بزنند … بگذریم.
با این حال من خودم را وامدار آقای الی ویزل می دانم. چون از آنروز و از آن جلسه نسبت به واژه ها، ترمینولوژی و اصطلاحاتی که در جراید و سایت ها می بینم همیشه مشکوکم. نویسندگانی که قصد شنا کردن روی موج مطبوعات mainstream را ندارند می بایست نسبت به واژه ها وسواس بخرج دهند. ببینید این امپراطوری “اطلاعات” چه ساده در ادبیاتش، شورای (نا)امنیت سازمان ملل را جای “جامعه جهانی” به افکار عمومی غالب می کند. و یا جنگی را که از زمان جنگ جهانی دوم سابقه نداشته این همه سرباز، شبه نظامی، ارتش، مستشار، سازمان جاسوسی از اتباع و کشورهایی از چهار گوشه جهان در آن شرکت کند، جنگی “داخلی” می نامد. چون باید بشار اسد دیکتاتوری معرفی شود که به خون مردمانش تشنه است و در یک جنگ داخلی این بهار سوریه است که قتل عام می شود.

 


2 دیدگاه در مورد “مبارزه با ادبیات نارسا در رسانه

  1. سلام و تشکر بابت نوشته کوتاه ولی پرمغز.
    اگر وقت کردید موضوع “ادبیات فریب و دروغ در رسانه-اهداف و کارکرد” را بیشتر بشکافید. جنگهای حاضر بیشتر در عرصه رسانه و اطلاعات در جریان هستند تا میدان نبرد.

     
  2. ممنون آقا رضا. به دنبال ترجمه صحیح واژه ” Disinformation” می گشتم که کامنت شما نشانم داد: فریب
    یا گمراه ساختن. که می تواند از دروغ کمک بگیرد، می تواند هم نگیرد. مبحث بسیار مفصلی است که سعی می کنم در اسرع وقت، حداقل مختصری از فریبکاری در عصر اینترنت و دنیای مجازی بنویسم.
    همانطور که گفتید، “جنگهای حاضر بیشتر در عرصه رسانه و اطلاعات در جریان هستند تا میدان نبرد.”. مصداق صحت حرف شما پیروزی های داعش در این عرصه است که از گستره جغرافیای تحت فرمانبرداری اش به مراتب وسیع تر است. اگر نتوانیم در عرصه اطلاعات بر داعش فایق بیاییم(چنانکه تا کنون نتوانسته ایم) و سمپاتیزان های آنها را از ایدئولوژی تکفیری دور کنیم، حتی اگر از سوریه و عراق هم بیرون رانده شوند هنوز پیروز میدان هستند.

     

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.