فقدان نقد فنی و منصفانه در فوتبال

la-revue-de-presse-du-19-fevrier-2014_124654
نشنیده از پرسشگر- کیفیت تیم ملی فوتبال ما از لیگ برتر بالاتر است. لیگی که به ندرت یک سهم از ۸ باشگاه اول لیگ قهرمانان آسیا نصیبش می شود. کیفیت تیم ملی از نظام مدیریتی ما بالاتر است. کیفیت تیم ملی از زمین های چمن ما بالاتر است. کیفیت تیم ملی از کیفیت لباس هایی که می پوشد بالاتر است … و کیفیت تیم ملی از کیفیت نقد فوتبال ما بالاتر است.
برای پیشرفت و موفقیت یک ورزش عوامل بسیاری چون دانش، مدیریت و برنامه ریزی، امکانات نقشی اساسی بازی می کنند. برای بلندپروازی به غیر از بهره مندی از استعدادهای ذاتی و قابلیت های فیزیکی-روحی، گردآوری این عوامل، شرط حضور در بین الیت فوتبال جهان است. ولی همه اینها هم اگر مهیا شوند نیاز به “رکن چهارمی” است به نام مطبوعات که با نقد درست، علمی و … منصفانه به اعتلای ورزش کمک کنند. در کشور فرانسه تنها یک روزنامه ورزشی(اکیپ) و یک هفته نامه(فرانس فوتبال) منتشر می شوند ولیکن هر شماره از آن پر است از نظرات کارشناسان ورزشی که نقدهایشان عصای دست جامعه ورزش است. حال در ایران بیش از یک دوجین روزنامه فوتبال داریم، بدون آنکه در هفته دو تا نقد فنی با ارزش و فارغ از دسته بندی ها و حب و بغض نسبت به این یا آن سازمان یا مربی بیابیم. موضوعات زرد و حاشیه ای بیش از ۸۰ درصد مطالب را تشکیل می دهند. تیترها همیشه طوری انتخاب می شوند که ایجاد هیاهو و جدل کنند. تو گویی تنها راه فروش آنها اعمال همین سیاست است. از آن تاسف بارتر نخبگان هم جذب این سیستم و بازی شده اند و تعداد کارشناسانی که بدور از احساسات، پیش داوری ها و جناح بندی ها، نقد علمی می نویسند به تعداد انگشتان یک دست نمی رسد. در عرض یک هفته اخیر که تیم ملی دو بازی یکی رسمی(عمان) و دیگری دوستانه(ژاپن) داشت چند نقد فنی در مطبوعات یا سایت ها خوانده اید؟ تنها مطالب مرتبط همگی در قالب مصاحبه شفاهی و در حد کامنت و در حد یک پاراگراف هستند، بدون آنکه از ساختار درست یک نقد مستند بهره مند باشند. چیزهایی می شنوید که مغزتان سوت می کشد. مثل آقای دکتر ذولفقار نسب که از مخالفت با کی روش برای خودش یک ایدئولوژی ساخته و به عنوان سردسته منتقدین این پرتغالی معروف شده است. این استاد و مدرس تربیت بدنی که آرزو به دلم مانده دو خط از ایشان مقاله مکتوب بخوانم در مصاحبه با شبکه ورزش می گوید “در این پنج سالی که کی روش مربیگری تیم ملی را بدست گرفته حتی نتوانسته یک پلی میکر(بازیکن بازی ساز) به فوتبال ما تحویل دهد”. آقای دکتر این باشگاه ها هستند که باید پلی میکر تحویل تیم ملی بدهند یا تیم ملی به فوتبال ما؟
در همه جای دنیا در بین بازیکنان با پست های متفاوت، پلی میکرهای خوب حکم مروارید را دارند و از بقیه پست ها نادرترند. یک پلی میکر علاوه بر استعداد ذاتی و تکنیک ناب باید از تجربه و هوش بسیار بالایی برخوردار باشد. یکی از دلایلی که در لیگ فوتبال ما تعداد بسیار کمی از باشگاه ها از یک پلی میکر استفاده می کنند این است که زمین های چمن ما ناهموار هستند و اجازه بازی روی زمین را بدرستی نمی دهند و عملا یک پلی میکر نمی تواند در این شرایط ایفای نقش کند. حال بیایید ببینیم لیگ ما در این ۵ سال چند پلی میکر داشته و کارلوس کی روش با آنها چه کرده است؟
مجتبی جباری، با وجود مصدومیت های متوالی اش همیشه به عنوان پلی میکر، فیکس تیم ملی بود و کی روش رویش حساب ویژه ای باز کرده بود ولی ایشان بعد از صعود ایران به برزیل با اعلام انصراف، دلارهای بی دردسر لیگ قطر را به تحمل مشقت تمرین های سخت بدن سازی تیم ملی ترجیح داد.
بختیار رحمانی جوان را کی روش به جام جهانی برد تا با فضای اردو و رقابت ها آشنا شده در آینده پلی میکر تیم ملی شود. بعد از برزیل رباط صلیبی پاره کرد و با ماجرای سربازی، یکسال از فوتبال دور ماند.
امید کی روش به سروش رفیعی بود که او هم به خاطر ماجرای تقلب در سربازی مورد غضب قرار گرفت و اینهمه سرمایه گذاری که کی روش در اردوها بر روی او کرده بود به یغما رفت و هنوز هم اداره نظام وظیفه اجازه خروج او را از کشور نمی دهد.
می ماند قاسم حدادی فر ۳۴ ساله که او هم به اردو دعوت شد ولی به دلایلی انصراف داد. خب آقای دکتر ذولفقارنسب شما بگویید کدام پلی میکر را کی روش باید تحویل می داده؟
اصولا معلوم نیست از کجا این تفکر در ذهن دوستان نقش بسته که این تیم ملی است که بازیکن را می سازد؟ آقای پاشازاده که اکنون سرمربی یکی از تیم های لیگ ۲ است، می گوید کی روش هیچ کار خاصی نکرده چون بعد از جام جهانی هیچکدام از بازیکن های ما به اروپا نرفتند!
ژاپن با سنگاپور مساوی می کند. استرالیا به اردن می بازد. همین عمان دو سال پیش استرالیا را شکست داده بود. در فوتبال امروز هیچ تیمی از پیش برنده نیست. این درست که تیم ملی با عمان بد بازی کرد ولی گرفتن یک مساوی در خانه حریف هیچگاه نتیجه بدی محسوب نمی شود آنطور که آقای بهمن فروتن می فرماید: “کار را به اینجا رسانده اند که باید به تساوی در مقابل عمان راضی باشیم”. در این آشفته بازار افشین پیروانی سرپرست تیم ملی حق دارد بگوید: “اگر انتقادی هم هست، فنی باشد. اینکه مثلا تیم ملی مقابل عمان مساوی می‌کند و دوستان مساله را شخصی کنند، درست نیست.”
از این کارشناسان که بگذریم به سایت ها می رسیم. در حالی که نگارنده در تحلیلی، ادامه استفاده از زوج آزمون-طارمی را مورد تشکیک قرار داده بود، ورزش ۳ پربازدید ترین سایت اینترنتی در ایران، روز قبل از بازی با ژاپن معلوم نیست با چه استدلالی ترکیب احتمالی را همان ترکیب بازی با عمان معرفی می کند؟ یا بعد از اینکه اعلام شد طارمی در ترکیب نیست، خبرآنلاین تیتر می زند: این تنبیه سرمربی برای طارمی درس عبرت می شود؟ در حالی که اشکان دژآگه عصبی ترین و خشن ترین بازی اش را در مقابل عمان به نمایش گذاشت و اگر قرار بود تنبیهی در کار باشد قاعدتا این دژآگه بود که باید تنبیه می شد، این سایت اخطاری که طارمی برای تکلش در آن بازی گرفت را دلیل خط خوردنش می داند. جالب آنکه در دقایق پایانی طارمی به جای آزمون وارد زمین شد.
مخلص کلام اینکه هر طور که به این فوتبال نگاه می کنم می بینم کیفیت تیم ملی ما از کیفیت خیلی چیزهای دیگر ما بالاتر است.

 


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.