دلواپسی های نمایشی و تناقض های بی پاسخ، یادداشتی از فرزاد

دلواپس ها ادعا میکرده اند(و بعضی هنوز میکنند)که مشکل قدرتهای جهانی با توانمندی هسته ای ایران و بمب اتم نیست و در حقیقت آنها تحمل حضور ایرانی قدرتمندو مستقل را ندارند. لذا با توسل به “مستمسک هسته ای” به ابزار تحریم روی آورده اند تا اینکه جمهوری اسلامی را زمینگیر کنند.

حال سوالی که مطرح است اینکه: مگر چه اتفاقی افتاده که آنها صرفا به محدود و بی خطر کردن فعالیت هسته ای بسنده کرده و در حال سوزاندن مهمترین کارت برنده خود هستند؟

پرواضح است که آنها میتوانسته اندو میتوانند بر شروطی ناشدنی از جمله “ممنوعیت مطلق غنی سازی در ایران” پافشاری کرده و به زیر میز مذاکرات زده و عینا همان راه جرج بوش را ادامه دهند.

پس نتیجه میگیریم که آنها تعامل را بر تقابل ترجیه داده اند و نگرانی هسته ای در کنار سایر نگرانیها,  نه “نمایشی” بلکه واقعی بوده است.

مورد دوم اینکه : همانهایی که تحریمها را کاغذ پاره میخواندند و تحریم را نه تهدید بلکه فرصتی برای رسیدن به “خودکفایی اقتصادی” میدانسته اند, حالا اینقدر نگران طولانی شدن رفع تحریمها هستند.

ایشان حتی اگر لغو سریع تحریمهای شورای امنیت را نقد بدانند باز هم صدایشان برای لغو فوری تحریمهای یکجانبه امریکایی هانیز بلند است.

گویا به همین زودی شعارهایشان مبنی بر “بی اثر بودن تحریمها” و رد هرگونه مذاکره با کدخدا را فراموش کرده اند؟

بعضی از دلواپسها ترجیح میدهند که چندین تُن اورانیوم غنی شده زیر سر داشته باشیم و  به ازای آن تحریمهای پولی,نفتی,حمل و نقل و غیره و ذالک را تحمل کنیم و میلیاردها دلار ضرر را به جان بخریم و دلمان را خوش کنیم که به حق مسلممان رسیده ایم تمامی سانتریفیوژهایمان چرخیده است!

چشمها را باید شست.

باید قبول کنیم که دنیا, دنیای منافع است و در حال حاضر منافع غرب و شرق ایجاب میکند که ثبات منطقه را به ایران بسپارند و بجای فسیل های آل سعود و دولتهای ارتجاعی و روبه زوال منطقه به ایران اسلامی اعتماد کنند و بیش از این برای مقابله با جمهوری اسلامی,هزینه های اضافی(تاکید میکنم”اضافی”)پرداخت نکنند.

چنین فرصتی را باید مغتنم شمرد و بجای کوبیدن بر “طبل اختلافات” به “منافع مشترک” اندیشید و به بازسازی آثار سونامی دولتهای نهم و دهم  و آبادانی کشور پرداخت.

در پایان خطاب به کسانی که مذاکره را تابو میدانسته اند و فریادشان برای قدم زدن با دیگران بلند بود و امروز سوال عوامانه” چه دادیم و چه گرفتیم؟”را در تکرار میکنند, عرض میکنم که فقط در عرصه هسته ای محدودیتهایی را پذیرفتیم و در عوض از هدر رفتن و سوختن منابع و  فرصتهای کشور جلو گیری کردیم و این یعنی عقلانیّت.

 

 


11 دیدگاه در مورد “دلواپسی های نمایشی و تناقض های بی پاسخ، یادداشتی از فرزاد

  1. سلام فرزاد عزیز. ممنون از مقاله خوب شما. فقط برای من یک سوال باقی می ماند. آیا جایگاهی برای دلواپسی غیر نمایشی قایل هستید؟ اینکه یک سری از هموطنان عزیز نقدی را به مذاکرات وارد بدانند که علی الاصول مذموم نیست. به عنوان مثال تحلیل آقای زاکانی حاوی نکاتی است که می شود راجع به آن بحث کرد. نمایشی خواندن و بستن دهان منتقدین، فکر نمی کنم راه درستی باشد. بهتر نیست به جای کلی گویی، یکی یکی نقد این دوستان را نقد کنید؟

     
  2. پرسشگر عزیز
    بدیهی است بسیاری از لیدرهای جمعیت دلواپس از جمله آقای زاکانی میتوانند کلیه ابهامات و اشکالاتی را که برعملکرد تیم هسته ای وارد میدانند تجمیع کرده و از طرق مختلف از جمله دبیرخانه شورای امنیت ملی و یا ریاست مجلس و غیره پیگیر باشند و شک نکنید که قریب به اتفاق سوالاتشان بصورتی قانع کننده پاسخ خواهد گرفت.
    هیچ دلیلی برای طورمار نویسی و طرح رسانه ای چنین ادعاهایی وجود ندارد مگر تحت تاثیر قراردادن (بخوانید فریب)افکار عمومی بهره برداری های جناحی.
    با اینوصف من نوع نگارش ایشان را غیر منصفانه و جهت دار وهوچیگری های ایشان را نمایشی میدانم و برای مثال در نوشته های آقای زاکانی دقت کنید که بازطراحی راکتورکوچک و ۴۰مگاواتی اراک را به شکل ناشیانه ای با نیروگاه ۱۰۰۰مگاواتی بوشهر(که به گفته وی با تاخیر۳۰ ساله تکمیل شده است)مقایسه کرده وهزینه باز طراحی آنرا با هزینه چند صد میلیارد به خورد مخاطب داده است
    حال آنکه شرایط نیروگاه بوشهر کاملا متفاوت بوده است و اولا با تاخیر پانزده ساله ساخته شد و در ثانی قیمت ساخت کل راکتور بوشهر با تمام عظمتش اعم از ساختمانی و تجهیزاتی یک میلیاردو دویست میلیون دلار بود (که با ترفندهای خائنانه روسها خیلی گرانتر تمام شد)
    اینگونه مبالغه کردنها را در یک متن مکتوب(برخلاف سخنرانی و فی البداهه گویی)نمیتواندصرفا ناشی از بی اطلاعی و بی سوادی دانست بلکه نمایشی و قرضورزانه است

     
  3. «حال سوالی که مطرح است اینکه: مگر چه اتفاقی افتاده که آنها صرفا به محدود و بی خطر کردن فعالیت هسته ای بسنده کرده و در حال سوزاندن مهمترین کارت برنده خود هستند؟»

    آن ها دنبال محدود کردن فعالیت هسته ای هستند، اما این «صرفا بسنده کرده اند» را شما از کجا آورده اید؟ اتفاقا از نگرانی اساسی دلواپسان همین است که بعد از این زیاده خواهی های آن ها وارد حوزه های به مراتب مهم تری شود مانند برنامه موشکی و فضایی و امور داخلی کشور و … در این بیانیه اقدام مشترک هم که من هیچ جا نمی بینم به این موضوع و دغده پرداخته شده باشد. چه تضمینی هست به بهانه های واهی دیگر دوباره فشار تحریم ها برنگردد؟ هیچ.

    «پس نتیجه میگیریم که آنها تعامل را بر تقابل ترجیه داده اند و نگرانی هسته ای در کنار سایر نگرانیها, نه “نمایشی” بلکه واقعی بوده است.»

    تعامل را ترجیح داده اند چون راه بهتری نداشته اند. نگرانی هسته ای هم بخشیش واقعی بوده است. در ضمن با چنین توافق هلویی که همه سوراخ سنبه های ایران را برای جاسوسان سهل الوصول می کند مگر دیوانه اند راه دیگری بروند. اصلا گور بابای هسته ای لااقل اینقدر غیرت داشته باشیم که نگران به خطر افتادن جان هموطنمان باشیم. گرای شهید شهریاری را همین آژانس کثیف داده بود.

    «مورد دوم اینکه : همانهایی که تحریمها را کاغذ پاره میخواندند و تحریم را نه تهدید بلکه فرصتی برای رسیدن به “خودکفایی اقتصادی” میدانسته اند, حالا اینقدر نگران طولانی شدن رفع تحریمها هستند.»

    نگران رفع تحریم ها هستند چون تقریباً همه هسته ای را داریم می دهیم در ازایش حتما باید چیز دندان گیر و غیر قابل تفسیری از طرف مقابل بگیریم. لغو بی ابهام همه تحریم ها در زمان کاملا مشخص کمترین چیز است. که اختلافات ایران و آمریکا در همین مرحله به خوبی نشان می دهد چنین اتفاقی نیفتاده است. در همین بیانیه کلی، باز هم تعهدات ایران واضحتر و شفافترند و قدم های طرف مقابل بسیار غیرشفاف و تاویل پذیر. جناب عراقچی تازه بعد از اینکه بهشان تذکر دادند یادش افتاده که موگرینی نباید می گفته «در صورت لزوم»! این افتضاح است.

    «بعضی از دلواپسها ترجیح میدهند که چندین تُن اورانیوم غنی شده زیر سر داشته باشیم و به ازای آن تحریمهای پولی,نفتی,حمل و نقل و غیره و ذالک را تحمل کنیم و میلیاردها دلار ضرر را به جان بخریم و دلمان را خوش کنیم که به حق مسلممان رسیده ایم تمامی سانتریفیوژهایمان چرخیده است!»

    تحمل ضرر از ناحیه تحریم ها بهتر است تا یک توافق بد. هدف دلواپس ها اگر این باشد که نواقص بزرگ توافق قبل از نهایی شدن رفع شود اشکالی دارد؟ مصاحبه خسته کننده و یک طرفه ظریف در صداو سیما را دیدم. ایشان در بسیاری از موارد من یکی را که نتوانستند قانع کنند و پاسخ بسیاری از ابهامات و اشکالات را نداشتند و در بعضی موارد بیشتر آسمان ریسمان می بافتند. اما تهش تایید همان نظر امریکایی ها بود.

    «باید قبول کنیم که دنیا, دنیای منافع است و در حال حاضر منافع غرب و شرق ایجاب میکند که ثبات منطقه را به ایران بسپارند و بجای فسیل های آل سعود و دولتهای ارتجاعی و روبه زوال منطقه به ایران اسلامی اعتماد کنند و بیش از این برای مقابله با جمهوری اسلامی,هزینه های اضافی(تاکید میکنم”اضافی”)پرداخت نکنند.»

    این صرفا یک تحلیل و برداشت (نسبتاً واقع بینانه اما در عین حال خوش بینانه) از نیت غربی ها ست که ما را به طور خطرناکی به آنها خوش بین کرده است، اگر فردای امضای توافق فهمیدیم این تحلیل غلط بوده و هدف اصلی ان ها همچنان تغییر رفتار ایران است چه؟ نباید همه تخم مرغ هایمان را در این سبد قرار دهیم و تا جایی که می توانیم توافقی کنیم که راه سو استفاده در آن بسته باشد.

    واقعیت این است که این تیم کنونی از نظر من بهترین تیم ماست. اما همین ها هم بسیار ضعیف تر از آن هستند که به تنهایی مقابل ۶ قدرت جهانی، که سابقه چند صد ساله در خدعه های این چنینی و انعقاد قرار دادهای یک سویه و استعماری و موذیانه با ده ها کشور را دارند، قرار بگیرند. بنابراین به نظرم بهترین راه موشکافی مسایل و تذکر نقطه ضعف هاست، نه هورا کشیدن و قهرمان تراشی از کسانی که در موقعیت حساسی قرار دارند و غرور کاذب و خوش بینی بیهوده آن ها به دشمن می تواند ضربه سنگینی به منافع و امنیت ملی ما وارد کند.

    دلواپسان چه شما قبول کنید چه نه، نکات و نواقص مهمی را گوشزد کرده اند. که تا کنون پاسخ درخوری نیافته و جواب ها بیشتر رنگ توجیه دارند. اگر خواستید می توانم این جا لااقل ۳ تا از آن ها را مطرح کنم. البته بعضی را قبلا گفته ام.

     
  4. آرمان عزیز، مهمترین معیار من برای ارزیابی چهارچوب توافقی سوئیس، لحاظ شدن اصل ۱۵۳ قانون اساسی است که می گوید:
    “هرگونه‏ قرارداد که‏ موجب‏ سلطه‏ بیگانه‏ بر منابع طبیعی‏ و اقتصادی‏، فرهنگ‏، ارتش‏ و دیگر شئون‏ کشور گردد ممنوع‏ است‏”.
    اگر مورد یا مواردی که مستقیما ناقض این اصل است، معرفی کنید، ممنون خواهم شد.

     
  5. یک موردش به نظرم بازرسی های بیش از حد معمول آژانس است، البته فعلا تکلیف جزییات مشخص نیست. اوباما که می گوید به هر جا بخواهند دسترسی خواهند داشت. مشخص شدن اطلاعات کامل زنجیره تامین کننده ها و گسترش بازرسی ها به مسایل نظامی به بهانه ابعاد محتمل نظامی هسته ای هم از موارد نگرانی است و می تواند از موارد نقض اصل ۱۵۳ باشد.

     
  6. در مورد بازرسی ها، اوباما اینطور به نیویورک تایمز پاسخ داده:
    “او در پاسخ به این سوال که واقعا «هرکجایی در ایران؟»، گفت: «(هرجایی) که به آن مظنونین هستیم. روشن است که باید (از ایران) درخواست شود. ایران می‌تواند مخالفت کند، اما آنچه که انجام داده‌ایم، این بوده که تلاش کنیم مکانیزیمی طراحی کنیم که هر وقت این مخالفت‌ها شنیده شد، این وتوی نهایی از سوی ایران نباشد، بلکه نوعی مکانیزم بین‌المللی شکل بگیرد که یک ارزیابی منصفانه انجام بدهد و ببیند که آیا باید بازرسی‌ای صورت گیرد یا نه. اگر آن‌ها اعلام کردند که باید (بازرسی) صورت گیرد، آن وقت مسئله حل شود، نه اینکه ایران بگوید “نه، نمی‌توانید به اینجا بیائید”.»”
    من از این جواب دو نتیجه می گیرم. اول اینکه آنها به دنبال یک مکانیزم “بین المللی” می گردند که تا به حال پیدا نشده. دوم اینکه آن مکانیزم قرار نیست با یک تقاضای ساده طرف مقابل، ایران را مطیع به دادن مجوز بازرسی کند بلکه یک روندی باید طی شود از جمله دلایل، شواهد و مستنداتی که دال بر تخطی ایران بوده و در عین حال محکمه پسند باشد و احتمالا تمامی اعضای دائمی شورای امنیت را قانع کند.

     
  7. فقط امیدوارم باز هم فردا طوری نشود که آن ها خواسته و تفسیر خودشان را به ما قالب کنند و ایران هم فقط بتواند بگوید این اقدام مخالف روح توافق است.

     
  8. روح توافق رو خوب آمدید
    اما اینبار داستان فراتر از یک روح سرگردان است
    پرسش گرامی ماجرا را از این دید ببینید که آنها تقاضای بازدید از هر جایی را میکنند
    خیلی منطقی هست که ایران نپذیرد
    تا بحال چون مکانیزم که اوباما میگوید وجود نداشت الزامی برای بازدید جود نداشت و در نهایت بازدیدی انجام نمیشد
    اما اوباما حرف از مکانیزم بین المللی میزد
    به نظر شما منظور چیست؟
    فکر میکنید ایران بتواند به راحتی قبل از توافق اجازه بازدید از سایت های نظامی مر تبط با ساخت موشک های بالستیک خود را ندهد!؟ در حالی که پای آن را امضا میکند؟

     
  9. سخنان امروز آیت الله خامنه ای:
    “هیچگونه شیوه نظارت غیر متعارف که ایران را به یک کشور اختصاصی از لحاظ نظارتها تبدیل کند، مورد قبول نیست و نظارتها باید تنها در محدوده همان نظارتهای متعارفی که در همه دنیا انجام میشود اعمال شود، نه بیشتر.”
    سقف نظارت های متعارف یعنی اجرای پروتوکول الحاقی

     
  10. پرسشگر جان با وجود فرمایشات رهبری ، سوال من همچنان پابرجاست:
    فکر میکنید ایران بتواند به راحتیه قبل از توافق ، اجازه بازدید از سایت های نظامی مر تبط با ساخت موشک های بالستیک خود را ندهد!؟ در حالی که پای آن را امضا میکند؟

     
  11. نامیرا جان، ایران پای توافقی که اجازه بازرسی از سایت های نظامی را بدهد امضا نخواهد کرد مگر ماده ای که بازدیدی را منوط به شروط سختی چون تخلف آشکار و انحراف از برنامه صلح آمیز با شواهد و مدارک مستند و با تایید همه اعضای شورای امنیت آن هم مورد به مورد تحمیل کند که عملا نباید چنین وضعیتی پیش آید.

     

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.