جوانان تازه کار، بلای خاندان آل سعود/یادداشتی از فرزاد

1872701_492_8993149_800x400

هفده روز از حمله ائتلاف عربی به سرکردگی عربستان به یمن گذشت و اگرچه صدها یمنی کشته و زخمی شده و خسارات زیادی به زیرساختهای یمن وارد شد اما سعودی ها نه تنها نمیتوانند ادعا کنند که به اهداف از پیش تعیین شده خود مبنی احیاء جایگاه پیشین منصورهادی رسیده اند بلکه بخش وسیعی از عدن به تصرف حوثی ها درآمده و القاعده نیز جانی تازه گرفته است که چنین نتایجی میتواند ریسک حمایت و همپیمانی با سعودی هارابالاببرد.

انگیزه هایی که موجب شد سعودی ها به چنین ریسک خطرناکی تن در دهند متعدد و پیچیده اند لیکن به عقیده بسیاری از کارشناسان اهم دلائل را میتوان در موارد ذیل خلاصه کرد:

۱- جبران ناکامی در جنگهای نیابتی و منازعات سوریه و عراق و رسیدن به بن بست در لبنان

۲-توفیقات روز افزون حوثی ها در جذب حداکثری مردم یمن باشعار اسقلال طلبی و برائت از سرسپردگی

۳- ایجاد تله برای درگیر کردن جمهوری اسلامی با نیّت ” به بن بست کشاندن توافقات هسته ای”

از منظری دیگر سعودی ها برای نیل به مقصود با معضلات ذیل روبرو هستند که با گذشت زمان نمایانتر و بر ناامیدی ایشان خواهد افزود.

الف) عدم دسترسی به نیروی زمینی کارآزموده:

پرواضح است که نظامیان سعودی برخلاف نظامیان و شبهه نظامیان یمنی فاقد تجربه لازم در نبردهای زمینی و مخصوصا در نبردهای چریکی هستندو از سوی دریگر عواملی چون جغرافیای کوهستانی منطقه وانگیزه بالای نیروهای یمنی در دفاع از حریم ناموس و وطن ,شانسی برای مهاجمین بی تجربه باقی نخواهد گذاشت و البته خاطره نبرد زمینی سال۲۰۰۹ نیز بر چنین گمانی صحه میگذارد.                        سعودی ها با چنین پیش فرضهایی به طرز ناشیانه ای بر نیروهای استیجاری و حرفه ای از کشورهای مصر , پاکستان و حتی ترکیه حساب کرده بودند لیکن محاسباتشان غلط از آب درآمد چرا که هر سه کشور یاد شده سنگینی قوزِ نبرد یمن را بالای قوزهای داخلیشان نداشته اند و به پترودلارهای سعودی پاسخ منفی دادند.

ب) یمنی ها با هوشیاری از کشیدن جنگ به خاک عربستان خودداری کردند.         چرا که شلیک موشکهای اسکاد به تاسیسات نفتی عربستان و یا تهاجمی زمینی به قبله گاه مسلمین بهترین فرصت را برای بازکردن پای غرب (در بهانه حفظ امنیّت انرژی) و سرازیر شدن گروههای جهادی (به قصد صیانت از حرمین شریفین)ایجاد میکرد و همچنین توجیه گر حملات موشکی و هوایی وحشیانه تر از امروز میبود.

در عوض, عدم واکنش شتابزده یمنی ها ضمن اینکه در مجموع از افزایش تلفاتشان می کاهد, مظلومیت فقیر ترین قوم خاورمیانه را بیش از پیش نمایان خواهد کرد و رفته رفته فشار افکار عمومی جهان و رسانه های غرب جهت پایان دادن به جنایات بیشتر خواهد شد.

شکست سعودی ها در زمین یمن میتواند تبعات سنگینی چون بی ثباتی لجام گسیخته در شبهه جزیره ,برهم خوردن معادلات بازیگران منطقه ای, اعتراضات و شورشهای مردمی و در بدبینانه ترین حالت تجزیه عربستان را بدنبال داشته باشد.

آنوقت است که پادشاه بیمار و فرزند بلند پروازش محمد بن سلطان به عنوان وزیر دفاع و کفیل پدر باید تاوان این بی تجربگی را بپردازند. چرا که بعید بنظر می رسد، سیاستمداران سعودی و رقبای قدر پادشاه آلزایمری و فرزند تازه به دوران رسیده اش , با علم بر اینکه “محمدبن سلطان  تا همینجای کار نیز تا زانو در گِلهای یمن فرورفته” اجازه دهند ماجراجویی های اینچنینی تمام خاندان را در باتلاق یمن خفه کند و به عنوان ارزانترین و در دسترسترین راه برون رفت از چنین معضلی ترجیح خواهند داد که وی را قربانی و قضیه را به نحوی ختم به خیر کنند.

در این گیرودار گویا جمهوری اسلامی نیز همین راه میانُبر را بر راههای پرهزینه تر ترجیح داده و مسئولین نظام دست بکار شدند.

در بیستم فروردین (روز ملی فن آوری هسته ای) لحن ریاست جمهور بطور غیر منتظره ای برعلیه سعودی ها تند شد و از سوی دیگر رهبری نیز در همانروز سنگ تمام گذاشته و سنگی سنگین بر کفه مقابل ترازوی جوانک سعودی افکندند و به صراحت بیان کردند: “ما با سعودیها در مسائل گوناگون سیاسی اختلافات متعددی داریم اما همیشه می گفتیم که آنها در سیاست خارجی متانت و وقار نشان می دهند، اما چند جوان بی تجربه امور آن کشور را در دست گرفته و دارند جنبه توحش را بر جنبه متانت و ظاهرسازی غلبه می دهند، که این کار قطعاً به ضررشان تمام خواهد شد”

پس از این اظهارات، هاشمی رفسنجانی که همواره با لحنی آشتی جویانه سعودی ها را خطاب قرار می داد و نقطه اتکای آل سعود برای روابط دیپلماتیک با ایران محسوب می شد نیز از همان فرمول استفاده کرد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در اولین جلسه این مجمع در سال ۱۳۹۴ گفت:

“متأسفانه مسئولان تازه کار عربستان دچار اشتباه فاحش محاسباتی و تحلیل سیاسی و نظامی در مورد شرایط یمن شده‌‌اند و بدون مطالعه و در نظر گرفتن عواقب شوم شروع آتش جنگ در منطقه با ائتلافی شکننده و ناقص وارد جنگی ویرانگر شده‌اند، لذا انتظار می‌رود تا دیر نشده، عقلای این کشورها هر چه سریع‌تر مانع ادامه آتش افروزهای تازه کارها شوند و تجاوز به یمن و جنگ را متوقف کنند.”

در نهایت یک چیز مسلم است و آن اینکه بازنده این جنگ که از آن به عنوان جنگی نیابتی بین عربستان و ایران یاد می کنند، نمی تواند ایران باشد، به این دلیل ساده که یمنی در ید ایران نبوده است که با از دست دادن آن ایران، بازنده شود. در حالی که آنطرف قضیه …!

 

Salmane_Ben_Soultane

 


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.