با اسد یا بدون اسد؟ مسئله این است

48796450100888640360no
نشنیده از پرسشگر-. در حالی که برای نخستین بار، ایران به حضور در اجلاسی با هدف پایان دادن به مخاصمات سوریه دعوت شد و همه پروتوگانیست های بین المللی ترین جنگ تاریخ معاصر مشغول رایزنی های دیپلماتیک جهت تدوین نقشه راهی جزئی تر از بیانیه ۹ ماده ای وین هستند، این سرنوشت شخص رئیس جمهور سوریه است که بیش از پیش، در مرکز توجهات قرار دارد. می گوییم “بیش از پیش” چون تقویمبندی مذاکرات و همچنین محدودیت های مربوط به مدت زمان بسیج فعال نظامی روسیه، اجازه حواله دادن تعیین تکلیف در این مورد را به آینده دور نمی دهد.
از ابتدای شروع درگیری ها در سوریه، جمهوری اسلامی ایران همواره آینده سوریه را به آینده بشار اسد گره زده است. و “از ابتدای شروع درگیری ها” موضع روسیه خاکستری تر بوده است. ۴ سال است روسیه تکرار می کند ما با بشار اسد عهد اخوت نبسته ایم و مسئله ما شخصی نیست ولی … و هر بار این جمله ازکرملین شنیده می شود بلافاصله از طرف خبرگزاری ها به عنوان عبور روسیه از اسد تعبیر می گردد. انگار بدعتی به وقوع پیوسته و تغییری در موضع.
اما امروز دیگر مجالی برای مواضع خاکستری نیست و قدرت های غربی و شیوخ عرب یک طرف و ایران و روسیه در طرف دیگر باید در جزئیات به یک موضع و تقویمبندی واحد و مشخص دست یابند.
هواداران بشار اسد اعم از علوی، مسیحی، سنی و غیره، پایگاه اجتماعی-سیاسی جمهوری اسلامی ایران در سوریه محسوب می شوند و از نظر ایران هیچ تضمینی برای امنیت و نقش آفرینی آنها در آینده سوریه بدون حضور بشار اسد وجود ندارد. مراد جمهوری اسلامی از محور مقاومت، محوری انحصارا بنا شده بر روی قوای نظامی و قوه قهری نیست بلکه این نظام، قایل به ارائه گفتمانی است که ظرفیت تسخیر قلوب مردم ستمدیده و تحقیر شده از طرف اسرائیل و غرب را در منطقه و بالتبع مشارکت در مبارزه با صهیونیزم دارد. چنین فاکتوری را نمی توان در بین خصوصیات و ملاحظات روسیه برشمرد. روسیه همینکه بتواند گارانتی های لازم را برای استمرار استقرار پایگاه و نیروهایش در مدیترانه بدست آورد، برایش کافی است و حداقل در ظاهر عاری از هر گونه دکترین و ایدئولوژی ضد صهیونیستی است. اختلاف پوزیسیون سیاه وسفید ایران با خاکستری روسیه را باید در همین نکته تعریف کرد.
در هفته های اخیر روز به روز به رایزنی های دیپلماتیک و “نظامی” بین ایران و روسیه افزوده شده است و سناریوهای مختلفی در حال بررسی هستند. برخی از ناظران غربی بیم آن دارند که یکی از این سناریوها ایجاد یک پایگاه نظامی به رسمیت شناخته شده و دائمی جمهوری اسلامی ایران در سوریه باشد. سناریویی که تحقق آن نه تنها با مقاومت شدید اعراب و اسرائیل مواجه خواهد شد بلکه به مذاق روسیه نیز خوش نخواهد آمد چراکه روس ها در عین اتحاد با جمهوری اسلامی در سوریه، از لحاظ ژئو استراتژیک، ایران را رقیب خود می دانند و خیلی راضی به اوج گیری قدرت نظامی ایران در منطقه نیستند. با این حال پوتین عملا با انتخاب جبهه “شیعی” در تقابل با اعراب و اسرائیل، خودش را وارد ماجرایی کرده است که ختم به خیر کردن آن بدون معاونت ایران امکانپذیر نیست.

 


8 دیدگاه در مورد “با اسد یا بدون اسد؟ مسئله این است

  1. پرسشگر عزیز
    به نظرم کمی برای چنین ارزیابی هایی زود است چرا که تضمینی برای تجزیه نشدن سوریه و مالأ استقرار پایگاه امریکایی در جوار پایگاههای روسی وجود ندارد و در آن صورت روسیه از حضور نیروهایی ایرانی و توازن قوا استقبال هم خواهند کرد.
    گذشته از این زمین اسرائیل بزرگترین پایگاه امریکا در منطقه تلقی میشود لذا فارغ از مرزبندی های ایدئولوژیک(که روسیه با آن مشکلی ندارد)صرفا از منظر نظامی , به عقیده من وجود پایگاه نظامی جمهوری اسلامی در سوریه و نتیجتا ایجاد محدودیت برای خطر آفرینی ارتش اسرائیل منافاتی با منافع روسها نمیتواند داشته باشد.

     
  2. نه ایران و نه روسیه تا کنون در چشم انداز ژئوپولیتیک، همدیگر را به عنوان یک متحد استراتژیک شناسایی نکرده اند. هر کدامشان دلایل خودشان را دارند و از زمان پهلوی دوم تا کنون به دنبال استحکام یک رابطه تعریف شده در قالب “همسایه دوست” بوده اند. اگر اوج گیری قدرت نظامی ایران به خاورمیانه محدود می شد، روسیه با آن مشکلی نداشت. مسئله روسیه این است که یک ایران پرقدرت نظامی، می تواند تهدیدی باشد برای لیدرشیپ روسیه در آسیای میانه.
    نکته ای که این وسط کمتر به آن توجه شده، یگانه اتفاقی است که در طول ۴ قرن تاریخ روابط این دو کشور برای نخستین بار رخ داده است: متحد در میدان جنگ با یک دشمن مشترک آن هم به دور از مرزهایشان.

     
  3. هواداران بشار اسد اعم از علوی، مسیحی، سنی و غیره، پایگاه اجتماعی-سیاسی جمهوری اسلامی ایران در سوریه محسوب می شوند و از نظر ایران هیچ تضمینی برای امنیت و نقش آفرینی آنها در آینده سوریه بدون حضور بشار اسد وجود ندارد. مراد جمهوری اسلامی از محور مقاومت، محوری انحصارا بنا شده بر روی قوای نظامی و قوه قهری نیست بلکه این نظام، قایل به ارائه گفتمانی است که ظرفیت تسخیر قلوب مردم ستمدیده و تحقیر شده از طرف اسرائیل و غرب را در منطقه و بالتبع مشارکت در مبارزه با صهیونیزم دارد. چنین فاکتوری را نمی توان در بین خصوصیات و ملاحظات روسیه برشمرد
    ————————————————–
    بشار اسد برود ایران قافیه را می بازد.شما چه فکر می کنید؟

     
  4. به نظر من جمهوری اسلامی از ابتدای ماجرا همیشه یک Plan B داشته. پلنی که در آن بشار اسد حضور ندارد. ولی این پلن بی متناسب با شرایط متغیر میدانی دائم دستخوش تحول شده اند. کشیدن پای روسیه وسط این معرکه(خصوصا توسط سردار سلیمانی) چیز کوچکی نبود. جدا از اینکه روسیه برای اولین بار به اعراب که سابقه تاریخی خوب دیپلماتیک با آنها دارد پشت کرد و طرف پارسیان و شیعیان را گرفت، تمام آبرو و حیثیت خودش را در این جنگ خرج کرده و اگر دماغ سوخته از آن خارج شود مشکل بتواند به جاه طلبی های خودش ادامه دهد. لذا پلن بی ایران را در شرایط حاضر نمی توان بدون یک راه حل مشترک با روسیه تصور کرد. امروز دیگر قافله باختن ایران، یعنی قافله باختن روسیه و این دو بیش از هر زمان سرنوشتشان در سوریه به یکدیگر گره خورده است. ترس من از چیز دیگری است و آن اینکه یک روزی برسد که همه قدرت ها، تکرار می کنم همه قدرت ها بخواهند با داعش وارد گفتگو شده و به رسمیتش بشناسند ولی ابوبکرها قبول نکنند!

     
  5. ببینید جنگ اصلی همان جنگی است که از ابتدای رحلت پیامبر اسلام شروع شد. جنگ “علی” با خوارج و بعد از آن رهروان “ولایت” با اصحاب “خلافت”. منتهای مراتب خوارج همواره یک نیروی مارژینال و حاشیه ای بودند. در میان ریوالیته ژئوپولیتیک بین ایرانی ها یک طرف و عرب و ترک در طرف دیگر، ایرانی ها با فرهنگ شهادت طلبانه عاشورایی دارای قدرت نرمی بودند که به آنها اجازه داد نیروی با صلابتی مثل حزب الله را فرسنگ ها دورتر به قدرت برسانند. عرب ها برای مقابله با ایران خواستند از حزب الله شبیه سازی کنند و برای آن به سمت قدرت نرمی از نوع خوارج رفتند. غافل از آنکه حزب الله با ایران هماهنگ است ولی القاعده و داعش تا دودمان آل سعود و کمپانی را به باد ندهند از پا نخواهند نشست.
    مخلص کلام یک جایی باید به خونریزی ها خاتمه داد و حد و مرزهای سیاسی شیعه و سنی را مشخص کرد. شرطش این است که این خوارج در آنروز از اسپانسرهای دیروز و امروزشان(عربستان، قطر، ترکیه، اسرائیل، آمریکا …) حساب ببرند که بعید می دانم ببرند.

     
  6. پرسشگر گرامی، با سلام، در این کامنت آخر تعبیر جالب و جدیدی از تقابلهای امروزی در خاورمیانه به مثابه ادامه تقابل تاریخی پیروان ولایت (علی) با خلافت (خوارج) به کار بردید. تعبیر مناسبی است چرا که ثابت شده تعبیرات مرسوم مبنی بر تقابل ایرانیان و اعراب، یا حتی شیعه و سنی همخوانی چندانی با واقعیات ندارند. پیشنهاد میکنم در یادداشتی جداگانه این موضوع را بسط و گسترش بیشتری بدهید.
    با آرزوی موفقیت

     

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.