این فوتبال بی صاحب

976df85b-ca4c-4b6b-8f6b-48b31eb84db5
نشنیده از پرسشگر- فدراسیون فوتبال ناکارآمد است. بلد نیست مثل دیگر فدراسیون های فوتبال در دنیا بودجه اش را خودش تامین کند. بلد نیست بازاریابی کند. بلد نیست اسپانسر پیدا کند. بلد نیست پول بازی های تدارکاتی با تیم های بزرگ را از طریق حامیان مالی تامین کند. پول ندارد زمین تمرین مناسب برای تیم ملی فراهم کند. پول ندارد هزینه تیم های رده پایه، بانوان و فوتسال را بدهد… و پول ندارد حقوق کی روش و کادر فنی را بدهد.
آقای کفاشیان دستش را به طرف وزارت ورزش دراز می کند. درستش این است که آقای گودرزی راهکارهای برونرفت از بحران مالی را به ایشان نشان دهد. مثل راه های کشیدن بخش هایی از اقتصاد دولت سالار ما به عنوان حامی مالی تیم ملی. هرچه باشد وزیر ورزش یک صندلی در کابینه دولت دارد. کنار وزیر اقتصاد، دارایی، صنعت، ارتباطات،نفت … می نشیند. اما انگار این وابستگی مالی، وزیر را خوش می آید. چون تنها فدراسیونی که بی نیاز از کمک های بیرونی است می تواند ادعای استقلال کرده و از باز شدن پای سیاست در فدراسیون جلوگیری کند. دخالت در مدیریت و چارت فدراسیون، دقیقا آنچیزی است که آقای گودرزی از ابتدای تصدی پستش، با “نیت خیر پاکسازی فوتبال” به دنبال آن بوده و هست.
آقای کفاشیان، اگر پول می خواهی، باید آنچه من می گویم را انجام دهی، افراد مرا وارد هیئت رئیسه کنی، مدیر کل مرا در راس امور بگذاری، سرمربی انتخابی مرا برای تیم ملی انتخاب کنی …
همزمان با شروع اردوی برزیل و در حالی که کی روش و کادر فنی منتظر تصمیم فدراسیون برای ادامه یا عدم همکاری بعد از جام جهانی بودند، آقای کفاشیان که مشکل اصلیش با آقای وزیر، تغییر مهره ها در مجموعه اش است، یک حساب ساده می کند: با قطع همکاری با کی روش و آوردن حسین فرکی، مربی مورد نظر وزارت، با یک تیر دو نشان می زنم: هم رقم بالایی از بودجه سالانه می کاهم و هم با دادن این امتیاز موفق می شوم هزینه تیم های پایه و … را از جیب وزارت خرج و همه چیز را بالانس کنم.
اما یک اتفاقی نگذاشت این سناریو به انجام برسد و آن موج حمایت مردمی در کنار اصحاب رسانه بود که از طریق شبکه های اجتماعی، طومارهای ژورنالیستی و حتی هجمه توئیتری به شخص رئیس جمهور موجب یک عقب نشینی ناخواسته، خصوصا از طرف آقای گودرزی شدند. چون آقای کفاشیان بدش نمی آمد با کشیده شدن پای افکار عمومی و حضور نماینده دولت در جلسه هیئت رئیسه فوتبال، به ایده آلش که هم تامین هزینه کی روش بود و هم مابقی هزینه های فدراسیون برسد.
اما متاسفانه این پایان کار نبود و آقای گودرزی بداخلاقی هایش را همچنان دنبال کرد. انگار باید از این فدراسیون و تیم ملی انتقام برنامه ای که تحقق نیافت را بگیرد. برخلاف قول های داده شده حقوق کادر فنی پرداخت نمی شود، زمین چمن همچنان یکی از معضلات تیم ملی است… اما در ارتباط با تیم ملی امید که به کمیته ملی المپیک وابسته است و دست وزارت بازاست، با یک چشم به هم زدن همه منتقدین کی روش از مدیر گرفته تا سرپرست، کادرفنی و حتی مربی دروازه بان ها یکجا جمع می شوند، بهترین امکانات اردویی و سفرهای خارجی تدارکاتی به اروپا فراهم می شود و از همه مهمتر به طرز معجزه آسایی همه مشکلات خروجی بازکنان سرباز که بخش عمده تیم امید را تشکیل می دهند ۲۴ ساعته حل می شود. با این حال تا امروز سربازهایی که کی روش در اردوهای مختلف روی آنها وقت گذاشته، سرمایه گذاری کرده و آنها را با سیستم و تاکتیک های تیم ملی آشنا ساخته مثل سروش رفیعی، ماهینی، بختیار رحمانی،احمد عبدلله زاده و آرش افشین (به غیر از مورد پولادی) همچنان ممنوع الخروج هستند.
تحت فشار مالی، کفاشیان مجبور می شود نبی را برکنار کند و به عنوان دبیرکل آقای اسدی ،مرد آقای گودرزی، این “دهداری دوران!” و شاگرد آن مرحوم را جایش بگذارد. این آقا هنوز جوهر حکمش خشک نشده پای میز مقابل کی روش نشست و گفت به صورت علمی برایش ثابت می کند که هیچ چیزی به فوتبال ما اضافه نکرده است. استدلال هایی که نگارنده اثبات غیر علمی بودن آنها را به فرصت دیگری واگذار می کند. از آنروز فوتبال ما روزی را بدون جنگ و دعوا، حاشیه و متلک پرانی های چیپ بین این گل پسر که آقای اسدی باشد و این سرمربی پرتغالی دیکتاتورمآب که زبانش در جیبش نیست، حدود گلیمش را نمی شناسد و سرش برای دهن به دهن شدنها درد می کند، نگذرانده است.
آقای کفاشیان هم آن وسط معلوم نیست چکاره تشریف دارند؟ نه حریف مدیرکل تحمیلی می شود و نه کی روش. اسدی که خودش به خاطر مبارزه دهداری با بازیکن سالاری و خط خوردن شبانه ۸ بازیکن تیم ملی به جای آنها وارد تیم ملی شده بود، حالا سوار موج تحسین ها از درخشش رحمتی در دربی شده و سرمربی را به خاطر دعوت نکردن از این دروازه بان خاطی تیم ملی شماتت می کند! از آن طرف کی روش بیانیه ای می نویسد سراسر عصبی، از لحاظ ساختاری بی سر و ته و با انشایی بی سر و ته تر و در آن ضمن نوازش اسدی، به “کاراکتر” رحمتی توهین می کند! کار به جایی رسیده که دستیاران کی روش هم که تا کنون خودشان را از لفاظی ها دور نگه داشته بودند وارد معرکه شده اند و احساس می کنند وظیفه دارند پاسخ پولمیک بازهای مادرزادی مثل مایلی کهن را بدهند.
یکی بیاید جمعش کند. این فوتبال صاحب ندارد.

 

43256dd93bc04d8fda422046f4c54507_920_538

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.