سودای خاورمیانه ای فرانسه در تقابل مستقیم با ایران

 

نشنیده از پرسشگر- مذاکرات هسته ای در روزهای انتهایی پایان سال با فشردگی تمام در ۹ دوره بین ظریف و کری و به موازات آن در سطح معاونان وزارت خارجه ایران با فرانسه، انگلیس و آلمان ادامه یافت. هر چند طرفین تاکید کردند هنوز مسائل مورد اختلاف مهمی لاینحل باقی مانده است ولی همه از پیشرفت و نزدیکی به حصول توافق صحبت می کنند. همه به غیر از فرانسه که همچنان بر متمایز کردن خود از طریق طرح موضوعات و مسائل اختلاف برانگیز اصرار می ورزد.

070221-N-0684R-160ناو هواپیمابر اتمی شارل دوگل ۲۳ فوریه ۲۰۱۵ وارد آب های خلیج فارس شد

با توجه به سوابق فرانسه و کارشکنی هایش در زمان امضای تفاهمنامه اقدام مشترک، پیش بینی ایفای نقش منفی این کشور در مقاطع حساس دور از ذهن نبود، چنانکه جفری گلدبرگ روزنامه‌نگار سرشناس هشدار داده بود: “لوران فابیوس، وزیر خارجه فرانسه در مذاکرات هفته‌های آتی بین ایران و گروه ۱+۵ نقش بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی را ایفا خواهد کرد.”

طولی نکشید که صحت پیش بینی گلدبرگ ثابت شد. خبرنگارانی که در راهرو های هتل بوریواژ، رفت و آمدها را رصد کرده و به دنبال کسب آخرین اطلاعات از نشست ها بودند برایشان به وضوح آنچه از گزارشات اعضای هیئت فرانسوی می شنیدند با دیگر هیئت ها تفاوت داشت: “فاصله ها خیلی زیاد است”، “با این اوضاع اصلا منتظر توافق در روزهای آینده نباشید”، “این پیش نویس با شکل کنونی اش به هیچ وجه مورد تایید ما نیست و آن را امضا نخواهیم کرد”، “ایرانی ها هیچ امتیازی حاضر نیستند بدهند و فقط از ما می خواهند کوتاه بیاییم”، “ایرانی ها دائما یک قدم پیش می گذارند و یک قدم پس”… منابع همه این گزارشات فرانسوی هستند. تا اینکه گاردین از اختلافات پرده برداشت:

“دیپلمات ها می گویند که لوران فابیوس وزیر خارجه فرانسه با هیات فرانسوی در سوئیس تماس گرفته تا اطمینان حاصل کند امتیازات بیشتری به ایران اعطا نشده است. وی همچنین تاکید کرده که تحریم های سازمان ملل تنها زمانی لغو می شود که ایران توضیح کاملی در مورد ادعای طراحی ساخت کلاهک اتمی در گذشته، ارائه دهد … اختلافات تا به حدی افزایش یافت که مسئولان امریکایی و فرانسوی در سوئیس بر سر اخباری که به رسانه ها دادند، دچار درگیری شدند.”

جواد ظریف نیز که فردای بازگشت به تهران برای تبریک عید نوروز و شروع دوباره “دیپلماسی عمومی” دست به فیس بوک شده یود ضمن اعلام نیاز ۵+۱ برای هماهنگی داخلی در باره طبیعت اختلافات نوشت : “در برخی موارد به دلیل تنوع منافع و گرایش های سیاسی و یا مسایل فردی و شخصیتی حتی از مذاکرات اصلی نیز حساس تر می شود.”

اشاره آقای ظریف به “گرایش های سیاسی و یا مسایل فردی و شخصیتی”، را باید تعبیری دیپلماتیک از نقش فبیوس و فرانسه در میان ۵+۱ تلقی کرد. فرانسوی ها که در بین بزرگان غرب دارای آنچنان قدرتی نیستند که بتوانند به تنهایی هزینه شکست مذاکرات را تقبل یا به متحدین خود تحمیل کنند، بهترین چاره را در آن دیده اند که به اصطلاح از این کلاه، نمدی برای خود بدوزند.

فرانسه آشکارا، سیاست راهبردی خود در خاورمیانه را با اسرائیل، عربستان سعودی و قطر تنظیم کرده است. سعودی ها که به لحاظ تاریخی همواره آمریکا را پشت و پناه و قیم خود می دانستند، نگران واگذاری خاورمیانه از طرف این ابر قدرت به قدرت های منطقه ای هستند. آنها می ترسند جایگاه ایالات متحده از متحد به “میانجی” تغییر شکل دهد. با کشف و استخراج منابع گاز شیل، نیاز آمریکا به منابع نفتی خاورمیانه کمتر و از ارزش های استراتژیکی خلیج فارس کاسته شده است. در حالی که روز به روز بر اهمیت شرق آسیا و منطقه پاسیفیک همزمان با پیشرفت های اقتصادی و نظامی چین افزوده می شود و ایضا نیاز صرف منابع، بودجه و تمرکز بیشتر بر این بخش از جغرافیای جهان.

از طرفی فرانسه سالهاست با بحران مالی و بدهی های عظیم روبروست و هر ساله بیش از پیش اعتبارش را نزد بانک ها و موئسسات مالی جهان از دست می دهد. در چنین شرایطی، این کشور به دوستان قطری، سعودی و اماراتی متوسل شده و خود را به عنوان نامزدی برای جانشینی آمریکا به اعراب معرفی می کند تا در عوض از سرمایه گذاری و کمک های مالی آنها بهره مند شود. امروز فرانسه یکی از فروشندگان اصلی تسلیهات نظامی در جهان عرب بشمار می رود که قرارداد تحویل ۲۴ جنگنده رافال به مصر (با پول سعودی ها) که اخیرا به امضا رسید، نمونه ای کوچک است.

فرانسه هیچگاه در طول تاریخ، حضور نظامی در خلیج فارس نداشت و این نیکلا سرکوزی بود که چنین بدعتی را با افتتاح نخستین پایگاه نظامی درابوظبی بنا نهاد. با این حال باید از حرکت ناو هواپیمابر شارل دوگول با پیشرانه اتمی به سمت خلیج فارس به عنوان نقطه عطفی یاد کرد که چند روز بعد از حمله به دفتر شارلی ابدو و به بهانه جنگ با تروریسم صورت گرفت و موجب شد این کشور بعد از آمریکا دومین قدرتی باشد که با یک ناو هواپیمابر اتمی پای به خلیج فارس می گذارد. لذا درک این مسئله برای مسئولین جمهوری اسلامی ایران از اهمیت به سزایی بر خوردار است که فرانسه دست به یک انتخاب راهبردی زده است. دکترینی تعریف شده که سنخیتی با واکنش های مقطعی و گذرا آنطور که آقای صادق خرازی سفیر سابق ایران در فرانسه ارزیابی کرده و در اینجا آن را نقد کرده بودم، ندارد.

همزمان با آغاز مذاکرات لوزان، نشنیده از قول یک روزنامه فرانسه زبان لبنان، خبر داد مسئله تعین ریاست جمهوری لبنان با پرونده هسته ای گره خورده است. اوریان لوژور که به جریان ۱۴ مارس و منابع فرانسوی و سعودی نزدیک است، پیشاپیش نوید منتفی شدن حمایت حزب الله از میشل عون و سفر قریب الوقوع ظریف به عربستان سعودی جهت تعامل در قضیه لبنان را می داد. نبیه بری رئیس مجلس لبنان و شیخ نعیم قاسم معاون دبیرکل حزب الله هر یک به نوبه خود نیز به طور غیر مستقیم به ارتباط مذاکرات اخیر بین ایران و آمریکا در پرونده هسته ای و فشار برای خروج لبنان از خلا ریاست جمهوری اشاره کردند. نعیم قاسم گفت “کسانی که بر روی توافق ایران و آمریکا برای خروج از خلا ریاست جمهوری حساب باز کرده اند در واقع به دنبال این هستند که این وضعیت ادامه پیدا کند … اگر همه بر سر میشل عون تنها کسی که توانایی اجرای این مسئولیت را دارد به توافق برسند، همین فردا لبنان، رئیس جمهور خواهد داشت.”

شاید این موضوع بی ارتباط با “گرایش های سیاسی و یا مسایل فردی و شخصیتی” که ظریف از آن سخن به میان آورد، نبوده است و شاید هم یکی از دلایل عصبانیت طرف فرانسوی، عدم دریافت پاسخ مثبت از ایران باشد، همانطور که آیت الله خامنه ای در سخنان روز اول سال نو در این زمینه آب پاکی را بر سر همه پروتاگونیست ها ریخت:

“در مورد مسائل منطقه‌ای مذاکره نمی‌کنیم چرا که هدف آن‌ها نقطه مقابل هدف ماست. ما تسلّط ملّت‌ها و آرامش را می‌خواهیم، آن‌ها ناامنی می‌خواهند. آن‌ها در مقابل بیداری اسلامی که به وسیله ملّت‌ها شروع شد، ضد حمله شروع کردند. ما نه در مسأله داخلی، تسلیحات نظامی و منطقه‌ای مطلقاً مذاکره و صحبتی نداریم.”

حالا همان روزنامه در مقاله ای با عنوان “چرا میشل عون با اطمینان باد را در زیر بالهایش احساس می کند“، با اعتراف نسبت به شکست این پروژه، دلیل امتناع ایران را، مسئله سوریه به عنوان ترکیبی غیر قابل تفکیک از لبنان استدلال کرده و می نویسد “هر توافقی در موضوع ریاست جمهوری لبنان در ارتباط مستقیم با راه حل بحران سوریه است”

 


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.