اندر حکایت فراخوان های همیاری در فوتبال

l-equipe-de-france-de-football-les-sponsors-lachent-les-bleus-189785
نشنیده از پرسشگر- هفته گذشته دو فراخوان برای کمک به فوتبال با واکنش های شدیدی روبرو شد. اولی را کی روش مطرح کرد و از تجار ایرانی خواست برای جبران کمبودهای مالی، تیم ملی را یاری دهند. اما تقاضای دوم از طرف طاهری و مدیریت باشگاه پرسپولیس صادر شد. آقای طاهری با اعلام شماره حساب بانکی، از هواداران دعوت کرده است کمک های مالی خود را به حساب باشگاه واریز کنند.
با اینکه در دنیای فوتبال، تقاضای همیاری از اسپانسرها و هواداران نه تنها امری عادی محسوب می شود بلکه کمیته های بازاریابی باشگاه ها موظف هستند زمینه های مساعد این کمک ها را فراهم کنند، اعتراض ها و واکنش های خارج از عرف به دعوت این دو شخص در دو حوزه فوتبالی متفاوت دلیلی شد برای نگارش این یادداشت.
نکته مشترک در حملات معترضین حاصل نوعی بدفهمی و خلط یک شاخصه با ارزش فرهنگی با مقوله فوتبال حرفه ای است. نقش پررنگ غرور در فرهنگ ما ایرانیان نیاز به توضیح ندارد. این شاخصه را در اغلب موارد باید جزو صفات با ارزش فرهنگی خود محسوب کنیم. به ویژه آنجا که از غرور ملی صحبت می کنیم. در قلمروهای شخصی نیز اصطلاحات عامیانه ای چون “با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشتن” نشان از آن دارد که این فرهنگ حتی در وضعیت بی بضاعتی، ترحم را بر نمی تابد چه رسد به دراز کردن دست گدایی. “گدایی” همان نقطه ای است که معترضین بر روی آن دست گذاشته اند. حسین فرکی، پیشنهاد کی روش را توهین به تیم ملی تلقی می کند و پیشکسوتان پرسپولیس نیز با همین تعبیر از فراخوان طاهری نسبت به باشگاهشان استقبال کرده اند.
ابتدا به تیم ملی، فدراسیون فوتبال و کی روش می پردازم. مدت هاست سرمربی پرتغالی از کمبود امکانات، تعویق در پرداخت حقوق کادر فنی، عدم بازی های تدارکاتی با تیم های مطرح دنیا، زمین چمن و حتی لباس مناسب می نالد. مطالباتی که بدون برآورده شدن آنها بلندپروازی های ایران برای صعود به جام جهانی و انتظار نمایش با شکوه در این بازی ها منطقی به نظر نمی رسد. به عنوان مثال هزینه زمین آکادمی تیم های ملی برای رسیدن به شرایط استاندارد، چیزی حدود هشتصد میلیون تومان است که آقای کفاشیان خیلی راحت اعلام می کند فدراسیون از عهده پرداخت آن بر نمی آید. در واقع رئیس فدراسیون فوتبال به جای فعال کردن صحیح مکانیزم های بازاریابی و جلب سرمایه از طرف حامیان تیم ملی مدت هاست چشم به کمک های وزارت ورزش دوخته است. آقای گودرزی هم می گوید اگر از ما پول می خواهید باید از وزارت حرف شنوی داشته باشید، که این حرف شنوی شامل برکناری کی روش هم می شد که با فشار رسانه ها و افکار عمومی، فدراسیون زیر بار آن نرفت. ولی واقعیت این است که تیم ملی ایران از چنان پتانسیل تجاری بالایی برخوردار است که در صورت فراهم نمودن بسترهای مناسب باید روی پای خودش بایستد و نیازی به تزریق کمک های مالی وزارت ورزش نداشته باشد. مسئله اسپانسرینگ تیم ملی هیچگاه تعریف درستی نداشته است و فدراسیون الفبای بین المللی آنرا که در کلاس های فیفا آموزش می دهند را فرا نگرفته است. امروز وقتی تیم ملی فوتبال ایران به مصاف هند یا ژاپن می رود هیچکس نمی داند اسپانسرهای اصلی و فرعی تیم ملی کدام شرکت های تجاری هستند؟ در یک نظام قانونمند بازاریابی، هیچ بازیکن یا عضوی از کادر فنی اجازه مصاحبه وسط زمین تمرین بدون آنکه پیش زمینه تبلیغاتی حامی مالی فدراسیون در تصاویر دیده شود را ندارد. هنگام پخش تلویزیونی، قبل از آغاز بازی و در بین دو نیمه نام اسپانسر اصلی برده می شود و با تفاهمنامه هایی تلویزیون، از پخش تبلیغات شرکت های رقیب اسپانسر در این مقطع زمانی بخصوص ممانعت می کند، اسپانسرها کارت های اعتباری بانکی مخصوص برای هواداران صادر می کنند…  تنها با فراهم کردن اینگونه شرایط است که حامیان مالی به صف کشیده می شوند و تنها دراین شرایط است که آنها حاضر می شوند که با ارقام نجومی قراردادهای درازمدتی به امضا برسانند که از طریق آن تیم ملی بتواند برنامه های خود را برای یک بازه زمانی مشخص به اجرا بگذارد. همه این درآمدها جدای بازاریابی درست برای فروش بلیط، برگزاری مسابقات در شهرستانها برای استقبال بیشتر تماشاگران، تبلیغات دور زمین و … مبلغ هنگفتی است که فدراسیون می تواند از طرف فیفا و از طریق راهیابی به جام جهانی به آن دسترسی داشته باشد.
وقتی آقای کفاشیان مجموعه تحت مدیریتش را بدرستی اداره نمی کند، پتانسیل ها را رها کرده و خیلی راحت می گوید هشتصد میلیون برای زیر کشت بردن چمن آکادمی فوتبال نداریم، در حالی که شخصی مثل آقای هدایتی یا همین “عابر بانک” معروف چکی میلیاردی برای حضور رایگان هواداران باشگاه پرسپولیس می کشد، یک جای این سیستم ایراد دارد. یک جا که چه عرض کنم چند جای سیستم ایراد دارد. حال در این شرایط چطور می شود به کی روش به خاطر دعوت از تجار برای کمک به تیم ملی حمله کرد؟ چرا وزارت ورزش از سرمربی می خواهد که سرش به کار خودش باشد و به این مسائل ورود نکند و یا آقای دکتر ذولفقارنسب می گوید: “کی روش حالیش نیست که بسیاری از مردم پول خرید یک کیلو گوشت در ماه را ندارند و به دنبال زیاده خواهی نباشد” ؟
اما مسئله طاهری و پرسپولیس از جنس دیگر و مقوله مضحک و خنده داری است. اعلام حساب بانکی و فراخوان کمک از هواداران پرسپولیس در شرایطی مطرح شده که دولت خودش جلوی خصوصی سازی باشگاه را گرفته است، می خواهد از جیب بیت المال نه برای تیم ملی با پرچم سه رنگ که متعلق به آحاد ملت است بلکه برای باشگاهی با رنگ خاص خرج کند. از همه مضحک تر اینکه به خاطر سیاسی بازی و یارکشی های بی ربط، چند هفته پیش، از کمک چند صد میلیونی همین “عابر بانک” معروف برای اهدای بلیط به هواداران جلوگیری کرده است، بعد از ۵ هفته از شروع لیگ، مدیریت باشگاه هنوز از معرفی اسپانسر عاجز است. و حالا می خواهد همه این ندانم کاری ها را از طریق کمک های مردمی جبران کند!
نفس رجوع به کمک های مردمی امری طبیعی و کاملا در چهارچوب قوانین فوتبال حرفه ای است که باید از آن به طور صحیح و درست بهره مند شد ولیکن در عین حال اگر چنین تقاضاهایی در شرایط و شکل و شمایل احمقانه و غیر منطقی مطرح شوند نتیجه ای جز دور کردن هوادار از باشگاه و به تبع آن محرومیت باشگاه از موهبت مشارکت های مردمی در آینده نخواهد داشت.

 


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.