آیا هنوز هم ما یک ملت فوتبالی هستیم؟

139308041652144003929484
نشنیده از پرسشگر- ورزشگاه صدهزار نفری آزادی با منظره امروزی فوتبال ایران ناسازگار است. مشکل فقط، فرسودگی این استادیوم ۴۰ ساله با بتون های ترک خورده و سازه خطرناکش نیست. مشکل از ۹۰ درصد بازی هایی است که تقریبا یک هفتم این ظرفیت، تماشاگر جلب می کند.
نمایش فوتبال در یک ورزشگاه ۱۵ هزار نفری مملو از تماشاگر به مراتب زیباتر از یک بازی است که به خاطر آن ۲۵۰۰۰ نفر در یک استادیوم ۶۰۰۰۰ نفری جمع می شوند. سکو و صندلی های خالی “سرما بخش” هستند و از لذت گرمای فضای حاکم بر مستطیل سبز می کاهند.
اگر چه فلسفه ساخت ورزشگاه صدهزار نفری قبل ازهر چیز به میزبانی ایران برای بازی های آسیایی ۱۳۵۳ و نیاز به یک استادیوم المپیک با استانداردهای دو و میدانی مربوط می شد، ولی از جنبه فوتبالی دیگر ورزشگاه امجدیه (شیرودی) با ۲۰۰۰۰ ظرفیت پاسخگوی خیل عظیم دوستداران فوتبال آنزمان نبود.
از همان بازی افتتاحیه (تیم منتخب تهران-سانتوز برزیل) که با حضور اسطوره و اعجوبه ای به نام “په له” برگزار شد، استقبال فوتبال دوستان متناسب با ابعاد و اندازه های این ورزشگاه بود. به غیر از داربی پرسپولیس-تاج، بسیاری از مسابقات لیگ و تقریبا تمامی بازی های تیم ملی حتی در رده جوانان بیش از ۸۰۰۰۰ نفر را گرد هم می آورد و به اصطلاح تنور ورزشگاه گرم بود. به عنوان مثال در همه بازی های ایران در مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین ورزشگاه پر بود به جز بازی با هنگ کنگ که ۶۵۰۰۰  نفر برای تماشا آمده بودند.
از آن دوران و همچنین ۲۰ سال اول بعد از انقلاب می توان به عنوان دوره ای نام برد که ایران یک کشور فوتبالی با انبوه هوادار و عشاق سینه چاک محسوب می شد. کشوری که میهمانان با ایده بازی در مقابل فریادهای صدهزار تماشاگر، لرزه به اندامشان می افتاد. باید متذکر شد که هنوز هم بعد از ۴۰ سال کمتر استادیومی در آسیا با این ظرفیت ساخته شده است و مشابه آنرا تنها در کشورهایی مثل اسپانیا، برزیل و آرژانتین می توان یافت.
امروز اما همه اینها به خاطره ای بدل شده است. ابتدا روزهای پرتماشاگر به بازی های دربی و مسابقات تیم ملی با معدود حریفانی مثل عربستان، کره جنوبی و ژاپن آن هم فقط در بازی های رسمی تقلیل یافت و دیگر کسی برای بازی های دوستانه و یا دیداری رسمی مثل ایران-کره شمالی تره هم خرد نکرد. بعد کم کم دامن داربی ها را هم گرفت چنانکه در چند بازی اخیر قرمز و آبی نه تنها خبری از ده هاهزار تماشاگری که در حسرت بلیط، بیرون ورزشگاه می ماندند نیست بلکه ظرفیت ورزشگاه تکمیل نمی شود.
آخرین بازی دوستانه تیم ملی ایران (با گینه) قبل از سفر به برزیل که قاعدتا می بایستی با بدرقه ایرانی ها همراه می شد کمتر از ۱۰۰۰۰ نفر تماشاچی داشت و تنها بازی تدارکاتی برای جام ملت های آسیا آن هم در برابر کره جنوبی نتوانست بیش از ۲۵۰۰۰ علاقه مند را به ورزشگاه بکشاند.
البته از حق نگذریم این اواخر لطف آقای هدایتی یا همان “عابر بانک” معروف موجب شد بازی های پرسپولیس در لیگ قهرمانان آسیا به صورت رایگان برگزار شده و طرفداران قرمز، میهمان ایشان باشند. بازی هایی که موجب شد یکبار دیگر رکوردهای تماشاگران لیگ قهرمانان آسیا به نام ما ثبت شود. ولیکن صرف اینکه باید بزور تبلیغ بازی مجانی، تماشاگر را به استادیوم کشاند، به معنی وجود معضل و مشکلی به نام کمبود تماشاگر در فوتبال ایران است. دیدن بازی “مجانی” نفت تهران تنها نماینده ایران در مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان آسیا با ۳۰۰۰۰ تماشاگر جای تاسف داشت.
با این همه در سیاره فوتبال هیچ منظره ای زیباتر از یک ورزشگاه صدهزار نفری مملو از تماشاگر نیست و هر بازیکنی دوست دارد برای یکبار هم که شده لذت آنرا بچشد. آنهایی که سال ها در نوکمپ و سانتیاگو برنابئو بازی کردند اینرا بهتر از بقیه می دانند و احتمالا مهمترین استدلالی که از آن میشل سالگادو برای مجاب کردن دوستانش برای سفر به تهران استفاده کرده، مزمزه کردن دوباره همین لذت اینبار در آسیا و در کشور و فرهنگ مرموزی مثل ایران است. لذتی که ستارگان رئال و بارسا نتوانستند در آزادی تجربه کنند و با دیدن ورزشگاه “کچل” و تمام خالی در طبقه دوم، کمی تا قسمتی دماغشان سوخت.

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ سوال زیر را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.